تحمیل جنگ کنونی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ملت ایران، بر پایه مجموعهای از محاسبات نادرست و برداشتهای غیرواقعبینانه شکل گرفت.
به گزارش مرزنیوز؛ طراحان این راهبرد تصور میکردند ناآرامیهای داخلی سالهای گذشته، نشانه فعال شدن آتشفشان نارضایتی عمومی و آغاز گسست اجتماعی میان مردم و حاکمیت است. بر همین اساس، با تحریک و تشویق ترامپِ خودشیفته از سوی نتانیاهو و با این تصور که حذف رهبران و فرماندهان برجسته نظام میتواند موجب فروپاشی ساختار تصمیمگیری کشور شود، پروژه فشار حداکثری و جنگ ترکیبی را دنبال کردند. دستپاچگی ناشی از خودبزرگبینی ترامپ برای کسب یک پیروزی نمایشی در عرصه سیاست خارجی و خوشباوری نتانیاهو نسبت به فراهم شدن بهترین فرصت برای تضعیف جمهوری اسلامی و محور مقاومت، آنان را از درک واقعیتهای میدانی و اجتماعی ایران بازداشت. آنان از این حقیقت غافل ماندند که جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک ساختار اداری یا سیاسی نیست، بلکه نظامی پیچیده، چندلایه و درهمتنیده است که اجزای آن در شرایط بحرانی، حول اهداف مشترک ملی و امنیتی به همافزایی میرسند. مقاومت جانانه نیروهای مسلح در میدان، همراهی گسترده مردم و ظرفیت بالای تابآوری جامعه ایرانی در برابر فشارها، نه تنها دشمنان بلکه بسیاری از ناظران بینالمللی را نیز شگفتزده کرد. تجربههای تاریخی نشان داده است که هرگاه تمامیت ارضی، استقلال و هویت ملی ایران در معرض تهدید قرار گیرد، شکافهای سیاسی و اجتماعی تا حد زیادی تحتالشعاع منافع ملی قرار میگیرند و سرمایه اجتماعی کشور فعال میشود. امروز نشانههای اختلاف منافع میان آمریکا و رژیم صهیونیستی بیش از گذشته آشکار شده است. اهداف راهبردی این دو بازیگر الزاماً یکسان نیست و هزینههای ناشی از استمرار تنش، میتواند شکافهای موجود را عمیقتر کند. از سوی دیگر، بخش مهمی از افکار عمومی جهان نسبت به کارآمدی این سیاستها تردید دارد و بسیاری از تحلیلگران، تداوم بحران را نشانهای از ناکامی محاسبات اولیه طراحان آن میدانند. در چنین شرایطی بر همه نیروهای دلسوز کشور فرض است که تمام توان خود را برای حفظ انسجام ملی به کار گیرند. نخست آنکه میدان دفاع و مقاومت تضعیف نشود و دوم آنکه وحدت کلمه و همگرایی میان مسئولان، نخبگان و مردم تقویت گردد. دشمنی که به اهداف اعلامی خود دست نیافته، ناگزیر به دنبال یافتن راهی برای خروج آبرومندانه از بحران خواهد بود. با این حال، نباید فراموش کرد که هدف نهایی جنگ، خودِ جنگ نیست. جنگ در نهایت بخشی از فرآیند سیاست و دیپلماسی محسوب میشود و تا جایی ادامه مییابد که حقوق و منافع ملی اقتضا کند. تحقق صلح پایدار و تأمین منافع ملی نیز بدون گفتوگو، مذاکره و تعامل سازنده با جهان امکانپذیر نخواهد بود. امروزه حکمرانی در هزاره سوم بیش از هر زمان دیگری بر اصل «سودمندی» استوار است؛ سودمندی برای ملت خویش، سودمندی برای شرکا و متحدان و سودمندی برای جامعه جهانی. به بیان دیگر، قدرت پایدار زمانی شکل میگیرد که یک کشور بتواند برای بازیگران مختلف، ارزشآفرین و منفعتساز باشد. در این میان پرسشهای بنیادینی پیش روی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد: آیا مدیران و تصمیمگیران ارشد کشور به الزامات حکمرانی مبتنی بر سودمندی واقفاند؟ آیا میتوانند از فرصت ایجادشده در سایه همبستگی ملی، برای ارتقای رضایت عمومی و افزایش سرمایه اجتماعی بهره ببرند؟ آیا خواهند توانست ضمن حفظ دستاوردهای انقلاب و نظام، جامعه جهانی را نسبت به نقش سازنده و سودمند ایران متقاعد سازند؟ آیا امکان آن وجود دارد که شرکای منطقهای و فرامنطقهای ایران از مسیر همکاری و همگرایی با جمهوری اسلامی، منافع ملموس و پایدار کسب کنند؟ واقعیت آن است که جمهوری اسلامی ایران برای تثبیت جایگاه خود به عنوان یک دولت-ملت پایدار و اثرگذار، ناگزیر است علاوه بر حفظ اصول و ارزشهای بنیادین خویش، قواعد کلی تعامل در نظام بینالملل را نیز به رسمیت بشناسد و توانمندی، اهلیت و صلاحیت خود را در عرصههای مختلف اثبات نماید. در غیر این صورت، کشور همچنان در معرض چرخهای از بحرانها، فشارها و چالشهای تحمیلی قرار خواهد گرفت. این در حالی است که ایران به واسطه موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی، ظرفیتهای کمنظیر ژئواستراتژیک، توانمندیهای ژئواکونومیک و غنای ژئوکالچری خود، از قابلیت تبدیل شدن به یکی از قدرتهای اثرگذار منطقهای و حتی جهانی برخوردار است. تحقق این هدف مستلزم بهرهگیری همزمان از قدرت سخت، قدرت نرم، دیپلماسی هوشمند، توسعه اقتصادی و انسجام اجتماعی است. اینجانب به قوه عاقله نظام، ظرفیتهای ملی و خرد جمعی ملت ایران اعتماد دارم. از این رو، بیش از آنکه بر برجستهسازی شکافها و آسیبها تأکید شود، باید بر تقویت وحدت ملی، افزایش اعتماد عمومی، همدلی اجتماعی و بهرهگیری از فرصتهای پیشآمده برای ساختن آیندهای قدرتمندتر تمرکز کرد. تاریخ ایران بارها نشان داده است که این سرزمین در دشوارترین شرایط نیز توانسته با اتکا به سرمایه انسانی، هویت ملی و اراده جمعی خود از بحرانها عبور کند.
دکتر شفقی مولان
۲۱ خرداد ۱۴۰۵
لینک کوتاه: https://marznews.com/?p=218630



