بعد از سی و یک سال از درگذشت استاد منزوی شعر آیینی دوران اوج و شکوفایی خودش را از دست داد در قرن اخیر در میان شعرای مرثیه سرای آذری زبان مرحومین یحیوی، سعدی زمان و منزوی تاثیر به سزایی در این عرصه داشتند می توان ادعا کرد که استاد منزوی شعر آیینی را به اوج خود رساند یا در حال رساندن بود اما با پوزش از محضر اساتید فن، معتقدم مرثیه سرایی را به اوج خود رساند.
به گزارش مرزنیوز؛ اگر غیر از این بود باید شاهد ظهور سبک خاصی سوای مرثیه سنتی می بودیم اما چنین نشد با تاسف باید گفت که شعر آیینی نه تنها در کل اذربایجان بلکه در کل کشور با هم از نظر محتوا و هم از نظر آرایه های ادبی کم رنگ تر شده است . در مقایسه با گذشته نه چندان دور،دورنمایی خوبی تصور نمیشود.
دلایل متعددی دارد از جمله اینکه در حال وداع از جامعه سنتی هستیم دوم زبان مرثیه دیروز با سنت و عقاید مردمی هم تراز بود امروزه با توجه به اینکه سطح دانش در همه سطوح رشد داشته ،لذا مرثیه امروزی در مسیر رشد خود خلا عظیمی مواجه شده است شنوندگان را اقناع نمیکند و مداح نیز به هر قیمتی شده می خواهد گریه بستاند درگذشته تلاش مداح نبود که مردم گریه کند بلکه سادگی و بی اطلاعی از تاریخ شنوندگان سنتی جامعه مارا اقناع میکرد تا نسبت به اهل بیت ابراز ارادت نمایند اما محتوای سروده ها قابل توجه و تامل بود از بیضا تا منزوی و سعدی زمان ،دلخون ،دلریش …امروز دیگر از تصویری گری یحیوی و خبر و روایت سعدی زمان چون درکسوت روحانی هم بوداز عهد نحوه خبر و بیان آن را به ظهور برساند به همین خاطر است که مداحان زبردست میتوانستند با خواندن سروده های سعدی زمان پیام را برساند و شنودگان را به ذوق آورند.
سروده های مرحوم حاج انور که معمولا از شخصیت اش نضج میگرفت ساده و روان بود هر چند پاره ای از سروده هایش استادی خودش را اثبات کرد. با توجه به سرده های قرن اخیر از نظر ارایه های ادبی و خبر و روایت گذشتگان بهتر و با اشرافیت. پیام را می رساندند امروزه در مرثیه های سروده شده از تصویر گری استاد یحیوی .خبر و روایت سعدی زمان و خیال و ذهن و سیالیت استاد منزوی خبری نیست با هیاهو و داد و بیداد و حلقه درست کردن شعر پرمحتوا و داری پیام نمیشود و نه مداح اهل فن میشود امروزه بی محتوای در شعر مرثیه موجب شده مداحان جدید جهت جذب به سبک های جدید روی آورند لذا جذبه معنوی که درگذشته تا اندازه ای قابل فبول داشت. امروز از این جذبه خبری نیست چرا هنوز شاعر و مداح سر درگم و منبری نیز به تکرار و مکرر دچار شده است برای اینکه تریبونی در اختیار اندیشه و صاحبان خرد نیست منتقدان را دشمن تلقی می شود.
شاعر دیروز و امروز و کذا مداح هیچ کدام سراغ نو آوری از منظر اندیشه و بدایع از منظر ادبی نرفتن البته در گذشته این امر بود اما منابع دسترس محدود بود امروز بر اثر فزونی اطلاعات و در دسترس بودن منابع لازم شاعر و مداح صرفا بدنبال گریاندن است قشری گری بیداد میکند بعبارتی زبان روز را برای بیان رخداد عاشورا را بلد نیستند هنوز تکانی نخورده اند اما بر آگاهان امور فرهنگی و دینی پوشیده نیست مسیر ابتذال در سرودها و مداحی بعداز درگذشت مرحوم استاد منزوی باز شده است مداح با استاد سلیم موذن زاده که عملا بعداز درگذشت استاد منزوی و انور شاهکاری از ناحیه ایشان شنیده نشده. مرحوم دایما میگفته مطلب و یا کلام باشد که کاری صورت پذیرد از شعرای سنتی جناب کلامی است و جناب محیر است.
جناب کلامی مرثیه سرای سنتی که تکیه بر احساسات مردمی کوچه بازار دارد آنگونه که شنیدم نظیره سرودند برای شعر سعدی زمان از عهده اش برنیامد شاعری که دنبال تحریک احساسات مردمی باشد از محتوا خبری نخواهد بود اغلب شعرا توان سرایش خبر و روایت از اول تا انتها را ندارد البته مطلق انگاری نیست پاره ای استثنا هست قابل انکار نیست. آقای محیر از نسل سنتی گذشته است علت اینکه سروده های ایشان توسط مداحان خوانده نمی شود باید به فرهنگ داخلی و بازخورد افراد در مواجه با رفتاری و کرداری خود میباشند منظورم شاعران و مداحان است ان گونه که احساس میشود شعرای امروز آن چنان توان نظیره نویسی ندارند.
از سویی شاعران مرثیه سرا جسارت و جرات و سخنوری و بیان مطالب چون استاد منزوی را ندارند هر چند سواد آن چنانی نداشت اما تیزبین و درک درستی از آن چه در پیرامون بود واقف بود شجاعت تحسین برانگیز در ادواری زندگی خود .از طرفی سیالیت ذهن و خیال پردازی در سروده هایش و استفاده مناسب از مضامین و آرایه های ادبی .مطلع بودن از مسایل سیاسی و اجتماعی و دینی .دلیری و جسارت در بیان مواضع و زندگی در خیال و اوج و فرود در مضامین و استفاده درست از کلمات و چینش آن توانست خیال رادر مرثیه به اوج رساند سروده هایش سرشته و در هم آمیخته شخصیت اش بود ارزش سروده هایش را می دانست به هرکسی شعر نمیداد هر کسی را مداح نمی دانسته. استاد منزوی شاعری دردمند و آشنا به مسایل اجتماعی بود نقش کاریزمای قوی داشت
به نظر بنده مرثیه سرای باید را ه نو و زبان نو را جستجو کند از هرسو نگاه کنی مرثیه سرای به شیوه سنتی به تکامل رسیده و در دهه اخیر زوال خودرا طی میکند اگر چاره ای از ناحیه صاحبان خرد و ارادتمندان اهل بیت و اهالی فرهنگ صورت نگیرد نه تاک می ماند نه از تاک نشان شبکه های اجتماعی چنان میتازد فرصت را از این افراد مدعی خواهد گرفت تا دیر نشد هم اندیش صورت پذیرد باز تکرار میکنم با مدعیان نمی شود این فرهنگ سترگ را رونقی دوباره بخشید در خاتمه لازم می دانم بگویم ارزش میراث معنوی را این گونه حراج گذاشتن خیانت به فرهنگ دینی و معنوی است در دهه اخیر بی محتوایی و در ارایه های ادبی و صنعت شعر و شاعری به اوج رسیده است . سعید معزی ۱۴/۵/۱۴۰۲
لینک کوتاه: https://marznews.com/?p=205616


