مقاله زیر در فصل نامه دانشکده علوم و فنون مرز، سال دوم پیش شماره۳-تابستان ۱۳۹۰ که توسط آقایان دکتر هادی رجبی ، محمد رجبی به رشته تحلیل آورده شده بود چاپ شده است.
چکیده: یکی از اساسی ترین ضرورت های وجودی دولت تامین امنیت می باشد. از همین رو تمام عناصر ژئوپلیتیکی مرتبط با تامین امنیت مانند موقعیت جغرافیایی، شکل سرزمین، وضع ناهمواری ها، امکانات ارتباطی، جمعیت و وسایل ارتباط جمعی، قومیت ها و مرزهای سیاسی، جایگاه ویژه ای در مطالعات و تحقیقات امنیتی دارد. به این ترتیب توجه به عوامل سیاسی در کنار عوامل جغرافیایی، می تواند افق وسیع تری را در تامین امنیت پایدار ترسیم نماید. در این مقاله سعی شده تا با جمع آوری اطلاعات از طریق اسنادی و به کارگیری روش توصیفی – تحلیلی به این سوال که ژئوپلیتیک چه تاثیری بر امینت در جمهوری اسلامی ایران داشته باشد؟ پاسخی مستدل و منطقی داده شود.
به همین منظور پس از مطالعه و تبیین مبانی نظری مرتبط، نسبت به تشریح مولفه های ژئوپلیتیکی موثر بر امنیت در جمهوری اسلامی ایران اقدام شد.
نتایج تحقیق نشان می دهد که تروریسم، قاچاق، ژئوپلیتک انسانی و مسایل قومی نقش به سزایی در امنیت دارند که می توان با تخصصی کردن مطالعات و تحقیقات امنیتی با تاکید بر ژئوپلیتیک، بسترسازی اشتغال در تمام نواحی به خصوص مناطق مرزی به پایداری امنیت کمک کرد.
کلید واژه:
ژئوپلیتیک، امنیت، قومیت، تروریسم، قاچاق، جهانی شدن، جغرافیا.
مقدمه
حکومت سرزمینی یا دولت تنها نهاد مشروع اعمال قدرت در حوزه جغرافیایی خاص (کشور) می باشد. در اندیشه های سیاسی علت وجودی دولت را ایجاد امنیت برای شهروندان و حکومت را اقتضای طبیعی زندگی اجتماعی دانسته اند. در واقع حکومت سرزمینی، به ساخت قدرتی اشاره دارد که در سرزمینی معین بر مردمانی معین، تسلط پایدار داشته باشد. « کارکرد اصلی حکومت از نظر داخلی، برقراری نظم و امنیت واز نظر خارجی، پاسداری از تمامیت ارضی و تلاش برای حفظ و پیشبرد منافع یکایک شهروندان خویش است» ( میرحیدر، ۱۳۸۴: ۱۲). از این جهت است که برای داشتن دولتی مقتدر، لزوم آشنایی با عناصر تشکیل دهنده ی دولت در حوزه های جغرافیایی و حاکمیتی و ارتباط آنها با یکدیگر کاملا مشهود می باشد.
بر اساس حقوق بین الملل، دولت با مشخصات ذیل تعریف می شود:
«دولت به عنوان تابع حقوق بین الملل باید دارای شرایط ذیل باشد: ۱-جمعیت دایمی ۲-سرزمین معین ۳-حکومت ۴- حاکمیت( توانایی برقراری روابط با سایر کشورها».
۱- جمعیت دایمی: نخستین عنصر دولت و هر جامعه ی بشری، جمعیت است. جمعیت به گروهی از افراد که با پیوند سیاسی و حقوقی که تابعیت نام دارد و آنها را در چارچوب یک کشور، متحد می کند، اطلاق می شود. افراد تشکیل دهنده ی یک جمعیت، الزاما نباید دارای نژاد، زبان و مذهب واحد باشند. دولت را به عنوان نهادی بشری بدون مردم نمی توان تصور کرد. جمعیت ، معیار موجودیت دولت نیست و با هر میزان جمعیت می توان دولت تشکیل داد. از لحاظ حقوق بین الملل نیز دولت ها با هر میزان جمعیت، موقعیت یکسانی دارند و کاهش یا افزایش جمعیت آنها در این موقعیت تاثیری ندارد. با وجود آن که هیچ نوع محدودیتی، نظری یا عملی، در خصوص جمعیت یک دولت وجود ندارد، اما جمعیت باید آن قدر باشد که بتواند سازمان و امنیت دولت را حفظ کند و منابع سرزمینی و اقتصادی دولت نیز توان تامین زندگی آنها را داشته باشد.
۲- سرزمین معین: دومین عنصر تشکیل دهنده ی دولت، سرزمین است. کلمه ی سرزمین، مفهوم پیچیده ی است که مضمون آن از حدود لغوی ان تجاوز می کند. زیرا کلمه ی سرزمین نه تنها قلمرو خشکی بلکه قلمرو زیرزمینی، دریایی، هوایی را نیز شامل می شود. در خصوص اندازه سرزمین دولت هیچ قاعده استواری وجود ندارد. اندازه دولت های نو بسیار گوناگون است. سرزمین دولت شامل خاک، آب و فضاست. قلمرو خاکی دولت ها را مرزهای طبیعی یا قراردادی مشخص می کنند. مرزهای آبی دولت در دریا حدود ۱۲ مایل می باشد. دامنه ی اقتدار دولت همچنین به کشتی های زیر پرچم آن دولت در دریاهای آزاد و نیز به سفارتخانه های آن در خاک کشورهای دیگر می رسد. عقیده بر این است که این سفارتخانه ها جزیی از سرزمین دولت متبوع خود هستند. مرز میان دولت ها در رودهای مرزی بر پایه ی خط تالوگ یا خط ژرفا، تعیین می شود. مرزهای خاکی و آبی دولت همچنین تا فضای بالای سرزمین خاکی و آبی دولت نیز می کشد. اما به دلیل فقدان اجماع عمومی هنوز وسعت آن تعریف نشده است.
۳- حکومت: ارسطو معتقد است: « حکومت عالی ترین نوع اجتماع و هدف آن خیر برین است»( ارسطو، ۱۳۶۴: ۱). حکومت به معنی عام به دستگاه حاکمه یا نظام حاکم بر یک کشور اطلاق می شود و با اصطلاح دولت که به معنی کابینه و دستگاه اجرایی حکومت است تفاوت دارد. ( طلوعی، ۱۳۸۵: ۴۵۸). در ارتباط با حکومت ها، دو موضوع مطرح می گردد: الف) اقتدار و سلطه ی واقعی: لازمه ی انسجام و ثبات دولت، اعمال یک اقتدار واقعی و با دوام از سوی حکومت بر سرزمین و مردم است. ب) مشروعیت: اصولا حقوق بین الملل معاصر، اصل مشروعیت دولت ها را مورد توجه خود قرار نمی دهد و تشخیص آن را به دولت ها و یا مردم واگذار کرده است.
با این حال، مقررات جدید حقوق بین الملل، با توسعه و بسط حقوق بشردوستانه می تواند مانع مشروعیت برخی از دولت ها شود مانند دولت هایی که بخواهند براساس تبعیض نژادی تشکیل شوند.
۴- اهلیت برقراری روابط با سایر دولت ها ( یا اصل حاکمیت): عناصر سه گانه ( جمعیت، سرزمین و حکومت) تا زمانی در تشکیل دولت ها موثرند که عنصر چهارم یعنی حاکمیت دولت ها نیز رعایت شود. در واقع، برجسته ترین ویژگی یک دولت “حاکمیت” یا استقلال” آن است ( موسی زاده، ۱۳۷۸: ۳۵). در تعریف حاکمیت آمده است: «حاکمیت قدرت فائقه دولت در امر حکومت است. در حکومت های مردم سالار حق حاکمیت از آن ملت است و قدرت حکومت از مردم و نمایندگان منتخب ملت که به نوبه ی خود دولتی انتخاب می کنند ناشی می شود. ولی در رژیم های استبدادی پادشاه یا رئیس جمهور بدون توجه به رضایت و خواست اکثریت مردم نظر خود را اعمال و اجرا می کند»( طلوعی، ۱۳۸۵: ۴۵۸).
دو عنصر اول یعنی مردم و سرزمین، عناصری هستند که بیشترین ارتباط را با حوزه جغرافیایی دارند. به عبارت دیگر وقتی صحبت از جغرافیا و به ویژه جغرافیای سیاسی می شود شناخت سرزمین و مردم، نقش محوری دارد. دو عنصر دیگر یعنی حکومت و حاکمیت معطوف به قدرت ملی می باشد که مشروعیت حفظ، کنترل و اعمال آن منحصرا در اختیار دولت قرار دارد. در این مقاله سعی گردیده تا از منظر جغرافیایی به مسایل سیاسی – امنیتی در جمهوری اسلامی ایران نگریسته شود. این مقاله درصدد پاسخگویی به این سوال اصلی است که ژئوپلیتیک چه تاثیری بر امنیت در جمهوری اسلامی ایران دارد؟
برای پاسخ گویی به این سوال، ابتدا مبانی نظری و مفهومی مقاله و سپس ابعاد و مولفه های ژئوپلیتیک موثر بر امنیت در جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت. همچنین در پایان از دیدگاه جغرافیا و تاثیر آن بر شکل گیری فرصت ها و تهدیدات نوین امنیتی بر جمهوری اسلامی ایران مروری کوتاه خواهیم داشت.
مبانی مفهومی و نظری
برخلاف پدیده های تجربی که قابل مشاهده و اندازه گیری در آزمایشگاه هستند، برای شناسایی پدیده های امنیتی که به ویژه با حوزه های انسانی مرتبط هستند، سعی می شود تا هرکدام از آنها در ظرف زمانی ومکانی خودشان بررسی شوند. به این معنا که در یک پژوهش علمی، ارزیابی امنیت، زمانی می تواند موفقیت آمیز باشد که عناصر تشکیل دهند در چارچوب زمانی و مکانی مشخصی که در آن شکل گرفته اند، مورد بررسی قرار گیرند.
1-امنیت: امنیت واژه ای پیچیده و به لحاظ کاربرد از گستردگی وسیعی برخوردار است. از درونی ترین افکار و احساسات بشری گرفته تا مهم ترین مسائل بین دولت ها دربر گیرنده مفهوم امنیت است. « امنیت یک محیط پایدار و قابل پیش بینی را پدید می آورد که در ن یک شخص یا گروه می توانند به اهداف شان بدون آسیب دیدن و بدون ترس از مزاحمت دست یابند (Fischer&Green, 2004:21). همچنین فرهنگ معین امنیت را « در امان بودن، ایمنی، آرامش و آسودگی» معنا کرده است ( عمید، ۱۳۸۳: ۱۹۸). امنیت، خواه فردی، ملی یا بین المللی باشد، یکی از دغدغه های اصلی انسان ها به شمار می رود.
2-ژئوپلیتیک: ژئوپلیتیک یک مفهوم منافشه برانگیز است؛ البته کدام مفهوم کلیدی وجود دارد که بحثی راجع به تعریف آن وجود نداشته باشد(Mamadauph and Dijkink; 2006:351). ژئوپلیتیک مخفف (Geographical Politics) و به معنی سیاست جغرافیایی است که در فارسی، ما آن را جغرافیای سیاسی ترجمع می کنیم. البته این دو واژه یعنی(Geopolitics) و (Geographical Politics) در زبان انگلیسی به یک معنا نیست؛ اما در فارسی هر دو واژه به معنای جغرافیای سیاسی ترجمه شده و معانی متفاوتی ندارد.
جغرافیای سیاسی اثر محیط و اشکال یا پدیده های محیطی چون موقعیت جغرافیایی، شکل زمین، منابع کمیاب، امکانات ارتباطی و انتقالی( زمینی، دریایی، هوایی، فضایی)، وسایل ارتباط جمعی و غیره را درتصمیم گیری های سیاسی، به ویژه در سطوح گسترده منطقه ای و جهانی مطالعه می کند.
در تصمیم گیری ها و اتخاذ خط مشی های سیاسی، توجه دقیق به موقعیت های ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک تضمینی برای اجرای صحیح هریک از آنها خواهد بود ( عزتی، ۱۳۷۱: ۷۸). جغرافیای سیاسی به مطالعه تاثیر عوامل محیطی و جغرافیایی بر سیاست و تصمیمات سیاسی می پردازد. به خاطر همین توجه به عوامل سیاسی درکنار عوامل جغرافیایی می تواند افق وسیع تری را در تامین پایدار ترسیم نماید.
برخی از اندیشمندان، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم ژئوپلیتیک را در حوزه سیاست خارجی به کار بردند. در حال حاضر نیز این مفهوم بیشتر دارای بار سیاسی است تا جغرافیایی (Mamadouph and Dijkink;2006:351).
این نکته نیز قابل توجه است که ژئوپلیتیک ماهیتی نامشخص داشته و به دلیل اینکه در زمینه های جغرافیا، سیاست، روابط بین الملل، مطالعات امنیتی و مطالعات نظامی ظهور پیدا کرده است، علمی بین رشته ای محسوب می گردد
(Mamadouph and Dijkink;2006:352). جغرافیای انسانی، جغرافیای طبیعی، جغرافیای اقتصادی و حتی تغییراتی که در کشورهای دیگر اتفاق می افتد، می تواند ابعاد سیاسی به خود گرفته و امنیت کشورها و منطقه را دچار تغییر نماید. از این رو توجه به این ابعاد و تاثیرات امنیتی آنها یکی از مهم ترین اهداف ژئوپلیتیک می باشد.
عرصه های ژئوپلیتیکی موثر بر امنیت در ایران
از جمله عوامل تاثیرگذار بر امنیت که در چارچوب ژئوپلیتیک نمایان می شود، ژئوپلیتیک انسانی و مسایل قومی، تروریسم و قاچاق می باشد که در این مجال هرکدام از این موارد به اختصار مورد بررسی قرار می گیرد:
۱- ژئوپلیتیک انسانی و مسائل قومی در ایران
وجود اقوام مختلف در سرتاسر ایران موجب گردیده تا طیف وسیعی از سلایق، عادات رسوم، نوع زندگی، پوشش، زبان و سایر عوامل هویت ساز، وجود داشته باشد این امر باعث می شود تا دولت در تعامل با هر یک از اقوام ضمن رعایت عدالت، گفتمان ویژه ای داشته باشد تا سیاستها، از کارایی بیشتری برخوردار گردد. کشور ایران جزو آن دسته از کشورهایی است که تنوع قومی – زبانی و مذهبی بالایی دارد. اقوام و گویش های فارس، آذری، گیلکی، لر، بختیاری، سیستانی، کرد، مازندرانی، بلوچ، عرب، ترکمن، و ادیانی چون اسلام، زرتشتی، کلیمی و مسیحی این تنوع را آفریده اند. اقوامی مانند کرد، آذری، عرب، سیستانی، و ترکمن، اقوامی هستند که با آن طرف مرز اشتراکات هویتی دارند. این مسئله می تواند هم به عنوان یک فرصت و هم به صورت یک تهدید نگریسته شود. ضمن بررسی تاریخ معاصر ایران، مشاهده خواهیم کرد که هرگاه دولت مرکزی در ایران دچار ضعف گردیده یا نتوانسته در مناطق مرزی نظارت کافی داشته باشد، عناصر وابسته با حمایت دولت های همسایه و یا کشورهای متخاصم، مدعی جدایی طلبی و استقلال خواهی در این مناطق بوده اند. در زمان مشروطه، هنگامی که اقتدار دولت مرکزی تضعیف شده بود، در برخی از نواحی زمزه ی جدایی طلبی مطرح شد. در زمان انقلاب اسلامی نیز بر این حجم افزوده شده و تحت تاثیر عوامل خارجی بحران هایی در کردستان، آذربایجان، خوزستان، سیستان و ترکمن صحرا به وقوع پیوست. به نظر می رسد. بعد از انقلاب در ایران عوامل خارجی ( به رهبری آمریکا)، تلاش نموده اند با ایجاد شکاف قومیتی، کشور را با بحران روبرو ساخته و از این طریق اقتدار نظام را در تحقق اهداف، آرمان ها و منافع ملی خود که در تناقض با اهداف هژمونیک آمریکاست، با مشکل مواجه سازند.
۲-ژئوپلیتیک ایران و تروریسم
ایران به دلیل دارا بودن موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک در منطقه خاورمیانه از اهمیت ویژه ای برخوار می باشد. همسایگی با عراق به عنوان کشوری جنگ زده و تحت اشغال نظامی باعث گردیده تا چالش هایی در منطقه ی غرب کشور ایجاد شود. از آن جمله می توان به تحرک گروهک های تروریستی و جدایی طلب و قاچاق کالا و اسلحه اشاره نمود.
در سمت شرق کشور نیز، همسایگی با افغانستان وضعیت مشابهی را ایجاد نموده است. قاچاق مواد مخدر و عملیات های تروریستی اشرار در سیستان و بلوچستان ضریب امنیت را کاهش داده و ورود غیرقانونی اتباع افغانستان و پاکستان به ایران، مانعی جدی در تامین استان های شرقی و در یک نمای کلی، تمام کشور می باشد.
جمهوری اسلامی ایران بعد از انقلاب اسلامی از ناحیه گروه های تروریستی بیشترین آسیب را دیده است، اما بعد از حوادث یازده سپتامبر، توسط آمریکا متهم به حمایت از تروریسم گردید. ایالات متحده در گزارش های سالیانه ی وزارت امور خارجه خویش از سال ۱۹۹۷به بعد جمهوری اسلامی ایران را در فهرست کشورهای تروریست قرار داد و در سال ۱۹۹۹ ایران را به عنوان فعال ترین کشورهای حامی تروریسم و در راس هفت کشور تروریست جهان معرفی کرد. حمایت از سازمان هایی چون حزب الله لبنان، از طریق تامین مالی و آموزشی این نیروها، از جمله موارد اتهامی ایران در این گزارش است.
این در حالی است که تهدیدات تروریستی جدیدی با حمایت آمریکا، امنیت استان های مرزی و اقوام ایرانی را تهدید می کند. گروه های تروریستی که در خارج از ایران فعالیت می کنند، گه گاه به داخل کشور وارد شده و اقدامات تروریستی خود را عملی می نمایند. از جمله این گروه ها میتوان به منافقین در عراق، پژاک در ترکیه و اشرار در مرزهای شرقی اشاره کرد. در این مختصر سعی می شود تا هرکدام از این گروه های مورد بررسی قرار گیرد.
1-۲- گروهک تروریستی منافقین: بعد از فروپاشی رژیم بعث و حتی قبل از تشکیل دولت ملی در عراق، شورای حکومت انتقالی عراق، به اجماع، به رسمیت شمردن گروه تروریستی سازمان مجاهدین را غیرقانونی اعلام کرد و تصمیم گرفت که اموال و دارایی های آنها را مصادره و آنها را از عراق اخراج نماید. برخی از مسئولین عراقی معتقدند می بایست گروه مجاهدین و سرکردگان آنرا به دادگاه ویژه تحویل داد، چرا که این گروه برای سرکوب انتفاضه ی شعبانیه در سال ۱۹۹۱ در جنوب عراق و سرکوب اکراد با صدام همکاری داشته و مرتکب جنایت ضد بشری در حق مردم دو کشور ایران و عراق گشته است. اگر چه آمریکایی ها از این سازمان در برابر جمهوری اسلامی ایران حمایت کرده و همکاری هایی با یکدیگر داشتند، اما
پس از حمله آمریکا به عراق، با توجه به حضور نیروهای کرد عراقی( بارزانی و طالبانی) در کنار نیروهای ائتلاف وکمک آنها در سرنگونی صدام و به دلیل سابقه همکاری سازمان مجاهدین با صدام در سرکوبی اکراد( عملیات مروارید)، همچنین اقدام سازمان در سرکوبی قیام شعبانیه مردم عراق بر علیه صدام، باعث شد آمریکا سیاست سخت گیری، تحقیر و اعمال فشار را در برابر منافقین در پیش گیرد. حتی آمریکا در جریان حمله نظامی به عراق، به اردوگاه اشرف نیز حمله هوایی نمود. همچنین طی آوریل و مه ۲۰۰۳ ( اردیبهشت ۱۳۸۲) اردوگاه اشرف را محاصره و مجاهدین خلق را مجبور به خلع سلاح و تحویل تجهیزات زرهی کردند.
اما پس از چندی امریکا که خود سازمان مجاهدین را در لیست گروه های تروریستی قرار داده بود در بیانیه ای در تاریخ ۲۵ ژوئیه ۲۰۰۴ ( ۴ مرداد ۱۳۸۳) منتشر کرد، اعلام نمود که نیروهای سازمان مجاهدین مستقر در اردوگاه اشرف، افراد حفاظت شده مشمول کنوانسیون ۴ ژنو می باشند. بر این اساس، کنترل و محدودیت های اعمال شده بر مجاهدین برطرف شده و حفاظت از اردوگاه اشرف بر عهده نیروهای امریکایی قرار گرفت.
هم اکنون طبق توافق نامه عقب نشینی نیروهای آمریکایی از عراق، پلیس بغداد، مسئولیت امنیت پادگان اشرف را برعهده دارد. نیروهای عراقی پس از ماه ها مذاکره و تنش بر سر تصمیم گیری درباره آینده ساکنان این اردوگاه، وارد این اردوگاه شدند و کنترل ان را به دست گرفتند. دولت عراق پیش از این بارها به عناصر گروه تروریستی مجاهدین مستقر در این پادگان هشدار داده بود که یا باید به ایران باز گردند یا اینکه عراق را ترک وبه یک کشور ثالث پناه ببرند. نیروهای عراقی که برای راه اندازی یک ایستگاه پلیس، وارد اردوگاه اشرف شدند، پس از اینکه نتوانستند اعضای این اردوگاه را برای ورود مسالمت امیز به کمپ، متقاعد کنند، با توسل به زور وارد اردوگاه شده و با افراد حاضر در کمپ اشرف درگیر شدند. در این درگیری که حدود ششصد نفر از نیروهای عراقی حضور داشتند، دویست نفر از اعضای منافقین مجروح حدود پانزده نفر کشته و حدود پنجاه نفر انان بازداشت شدند. این در حالی است که مریم رجوی، سرکرده این گروه، آمریکا را مسئول تامین امنیت خود می داند و از اوباما در خواست کرده است تا در این رویداد دخالت کند.
نمایندگان سفارت امریکا نیز با اعضای دولت عراق دیدار کرده و تاکید کردند که بغداد باید با اعضای مجاهدین خلق رفتارانسان دوستانه داشته باشد. همچنین اقدام به ارسال کمک های پزشکی برای عناصر این گروه کردند.
فرانسه برای پذیرش گروهک منافقین به این کشور، اعلام آمادگی کرده است. این در حالی است که چندی پیش معاون سخنگوی وزارت خارجه فرانسه اعلام کرده بود موضع فرانسه بعد از آنکه اتحادیه اروپا مجاهدین خلق را از فهرست تروریستی خود خارج کرد، تغییری نکرده و پاریس بعد از این اقدام اتحادیه اروپا، از این تصمیم نیز شکایت کرده است. وی همچنین بیان داشته بود که دولت عراق بر سراسر سرزمین خود حاکمیت دارد و از مشروعیت برخوردار است و این حاکمیت دولت عراق در مورد اردوگاه اشرف نیز وجود دارد و تعیین وضعیت حقوقی این اردوگاه نیز در حیطه مسئولیت دولت عراق است. حتی پلیس ضد تروریست فرانسه، در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳، با حمله به ۱۳ پایگاه سازمان منافقین و دستگیری مریم رجوی و ۱۶۵ تن از کادرهای بالای سازمان که کنترل عمده ترین مراکز و پایگاه های آنها در اروپا و امریکا را برعهده داشتند، برنامه های سازمان در اروپا که حمله به سفارتخانه ها منافع ایران در اروپا و نیز ترور ۲۵ نفر از اعضای سابق خود بود، را خنثی کرد. چنین چرخش بزرگی در رفتار پاریس را تنها می توان برگرفته از شخصیت متزلزل سارکوزی دانست. در همین راستا اسرائیل نیز به نظامیان آمریکایی اطلاع داده است، تمایل دارد عناصر سازمان منافقین را که سالها علیه جمهوری اسلامی ایران و مردم عراق اقدام کرده اند، به استخدام رسمی ارتش خود در آورد. به تازگی مریم رجوی سرکرده این گروه، به طور تلویحی بیانیه انحلال این گروهک تروریستی را اعلام کرده است، چرا که این سازمان می داند با سابقه تروریستی که از خود برجای گذاشته، در هیچ کجای جهان، جایی را برای خود پیدا نخواهد کرد. شرایط اسفبار زندگی اعضای گروهگ منافقین در اردوگاه اشرف و به بن بست رسیدن رایزنی آنها برای جلب حمایت مناسب ایالات متحده آمریکا، حکایت از این دارد که این گروهک تروریستی به پایان خط رسیده است.
به هر حال حضور آمریکا در عراق و حمایت آنها از گروهک منافقین باعث گردیده تا عناصر تروریست سازمان با ورود به ایران از طریق مرزهای غربی، در مواقع بحرانی، در مناطق مختلف کشور، از جمله تهران، به اقدامات تروریستی علیه جمهوری اسلامی دست بزنند.
2-۲-گروهک تروریستی پژاک: بعد از انقلاب بیشترین دخالت قدرت های خارجی به ویژه آمریکا و جهان غرب برای واگرایی قومیتی در ایران، در مناطق کردنشین بوده است که فعالیت و تلاش « گروهک هایی چون حزب دموکرات، کومله و چریک های فدایی خلق» در دهه ۶۰ و گروهک پژاک در سال های اخیر از جمله تلاش آنان برای گسست قومیتی در کشور بوده است.
پژاک مخفف”Partiya Jiyana Azad a Kurdistane” به معنای « حزب حیات آزاد کردستان» می باشد. فعالیت این حزب بیشتر در مرز بین ایران، عراق و ترکیه و منطقه قلعه رش در استان آذربایجان غربی و بخش شرقی کوهستان قندیل در کردستان عراق می باشد. تروریست های پژاک در اردوگاه « هاکورک» در منطقه« سیدکان» که در مثلث واقع بین سه کشور ایران، عراق و ترکیه قرار دارد، تحت نظارت « پ. ک.ک» آموزش می بینند. شمار زیادی ازنیروهای پژاک از افراد پ.ک.ک و شهروند ترکیه هستند. ایدئولوژی پژاک و پ.ک.ک آپوگرایی یعنی پیروی مطلق از شخص عبدالله اوجالان ( مقلب به آپو) است. گره خوردن سرنوشت پژاک با پ.ک.ک، این گروه را در معرض انتقاداتی قرار داده است. دو اتهام بزرگ یعنی « وابستگی» و « تجزیه طلبی» سبب شده که پژاک در مقاطع بحرانی از حمایت جدی گروه های غیر کرد برخوردار نباشد.
پژاک با هدف معارضه با ایران پس از انشعاب از حزب پ.ک.ک ترکیه شکل گرفت. پ.ک.ک بعد از دستگیری اوجلان واردفاز جدیدی از فعالیت های خود شد و به تحریکاتی در مناطق کردنشین ایران دست زد. در کنگره هشتم، حزب شاخه ای به عنوان « کادک» برای فعالیت در مرزها و مناطق ایران را مدنظر قرار داد و در کنگره نهم شاخه های شرق و غرب نیز از حزب منشعب شدند. شاخه شرق پ.ک.ک در نهایت تحت عنوان « حزب حیات آزاد کرستان ایران» یا « پژاک» در فروردین سال ۸۳ تشکیل شده و برای ۳۰۰ نفر از کادرهای خود که اغلب ایرانی بودند، اقدام به برگزاری دوره های آموزشی پنج ماهه در مقر هارون کوه های قندیل کردستان عراق نمود.
در تاریخ بیستم شهریور ماه همین سال با حضور ۱۳۰ تن از اعضا، کنفرانسی تشکیل و عثمان اوجلان طی سخنرانی در خصوص ضرورت فعالیت در کردستان ایران، تشکیل پژاک را اعلام نمود. این گروهک موضوعاتی را تحت عنوان « مسئله کرد در چارچوب تحولات دموکراتیک ایران، تلاش برای آزادی تمام اقشار جامعه و ایجاد روابط آزادانه بین خلق های ایرانی!» را اهداف خود اعلام کرده است. اما علی رغم تمام این ادعاها گروهک پژاک نه به عنوان یک حزب قانونی و صلح دوست، بلکه در قالب گروهکی ضد انقلاب و مسلح، اقدامات تروریستی برعلیه مردم و مرزبانان جمهوری اسلامی ایران و همچنین قاچاق و باج گیری اقدام می کند. پرواضح است اقدامات غیرقانونی، خشونت آمیز و به شهادت رساندن عده ای از فرزندان این مرز بوم اعم از سنی و شیعه نشان می دهد که این گروهک به مانند اسلاف خود در پوشش برخی شعارها فقط در راستای اهداف هژمونیک و سلطه جویانه آمریکاست که این امر از دید رهبران سیاسی « مرکزی و استانی» و حتی مردم منطقه اعم از سنی و شیعه پنهان نبوده است.
از جمله اقدامات این گروهک باج گیری به ویژه در منطق صعب العبور و مرزی مانند شهر مریوان واقع در استان کردستان می باشد. چندی پیش « رمزی کارتال» و « زبیر آیدان» دو تن از سران گروهک تروریستی « پ. ک.ک » در یک خانه تیمی در کشور آلمان به همراه « عبدالرحمان حاج احمدی» رئیس این گروهک تروریستی دستگیر شدند. « حاجی احمدی» تبعه جمهوری اسلامی ایران و سرکرده گروهک تروریستی پژاک می باشد. این فرد به صورت نمایشی توسط آلمان دستگیرر و آزاد شد. علت این اقدام هرچه بود، در جهت منافع ایران و باز ستاندن حق شهدای مظلومی که به دست این گروهک به شهادت رسیده اند نبود؛ چرا که قبل از هر اقدامی وی ازاد شد. همچنین اظهارات« مرادقریلان» رهبر شورشیان « پ. ک.ک» قابل توجه است. وی چندی پیش اظهار داشته بود: مقامات بلند پایه آمریکایی در سال ۲۰۰۶میلادی در شهر کرکوک ،با گروهک پژاک ملاقات داشته اند.البته نمایندگان آمریکایی چندین دفعه برای مذاکره با پژاک به منطقه آمده اند و همچنین گروهک پژاک نیز به صورت متوالی جلساتی را با برخی مقامات آمریکایی در عراق داشته اند. مقامات جمهوری اسلامی ایران تاکنون بارها تاکید کرده اند که امریکا از پژاک حمایت می کند. مذاکرات عبدالرحمن حاجی احمدی در واشنگتن و امتناع کاخ سفید از گنجاندن نام پژاک در فهرست گروه های تروریستی از جمله دلایلی است که برحمایت امریکا از این افراد دلالت دارد.
گروهک پژاک که در شهرها و روستاهای سلماس، خوی، چالدرانو ماکو برای مردم این مناطق مزاحمت و ناامنی ایجاد کرده بود باحضور نیروای سپاه کاملا از بین رفتند. به نحوی که نیروهای سپاه در ۱۲هزار کیلومتر از مناطق مرزی این مناطق حضور یافته و این حضور باعث شد تا در یک سال گذشته ۵۰ نفر از عوامل اصلی گروه پژاک کشته و تعداد زیادی نیز دستگیر شدند. البته این گروهک همچنان با استقرار در مناطق مرزی و با حمایت کشورهای خارجی، اقدام به قاچاق مشروبات الکلی و ایجاد ناامنی می کنند که از جمله این اقدامات بمب گذاری حسینیه سیدالشهدای شیراز بود. قوه قضاییه پس از صدور حکم اعدام چهار تروریست اعلام کرد که این تروریست ها از عوامل بمب گذاری حسینیه سیدالشهدای شیراز بوده و عضو گروهک پژاک هستند. « پ.ک.ک» نیز که گروه تروریستی « پژاک» به آن وابستگی دارد، عضویت چهار تروریست اعدامی در این گروهک را تایید کرد (www.farsnews.com). به هر حال پژاک یکی از گروه های مسلح فعالی است که از پتانسیل لازم برای ایجاد مشکلات امنیتی علیه حکومت ایران برخوردار است.
3-۲- اشرار: اشرار شرق کشور غالبا تحت ععنوان گروهک جندالله! و جنبش مقاومت مردمی ایران! قرار دارند که از سوی جمهوری اسلامی ایران و دولت پاکستان به عنوان یک گروه از شیوه ی کار طرف داران القاعده و زرقاوی در عراق، که براساس گروگان گیری و معامله می باشد، تقلید می کند. البته عملیات این گروه به جز در حالت گروگان گیری کور، به صورت عملیات انتحاری نیز انجام می گیرد.
محل آموزش این گروهک تروریستی در پاکستان بوده و از طریق فروش گروگان، قاچاق در منطقه، باج گیری از قاچاق چیان و دریافت کمک های مالی، نظامی و اطلاعاتی دولت های انگلیس و آمریکا قدرت و ثروت کسب می کند.
پس از دستگیری و اعدام ریگی در سال جاری عملا فعالیت این گروه تروریستی خاتمه یافته است، هرچند که هنوز بقایای این گروهک دست به اقداماتی نظیر آدم ربایی را در دستور کار خود دارند که این امر، لزوم پاک سازی تمام عناصر این گروه را متذکر می سازد.
۳- ژپلیتیک ایران و قاچاق:
مرزهای جمهوری اسلامی ایران حدود ۸۷۳۱ کیلومتر بوده که ۴۱۱۳ کیلومتر مرز خشکی، ۱۹۱۸ کیلومتر مرز رودخانه ای، دریاچه و باتلاق و ۲۷۰۰ کیلومتر کرانه های دریای خزر، خلیج فارس و دریای عمان می باشد. در گذشته اساسا امنیت مرزها توسط مرزنشینان برقرار می شد و عمدتا نیروی مرزبانی به شکل امروزی در مرزها مستقر نبود و در صورت تجاوز کشورهای همسایه یا متخاصم نیروی نظامی از مرکز اعزام می شد. در صورت ارتقاء سطح امنیت روانی، ایجاد احساس امنیت در مرزنشینان و اجرای برنامه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در مناطق مرزی، مرزنشینان می توانند در کنترل مرزها نقش فعالی داشته باشند. فقر، ضعف اشتغال زایی، عدم دسترسی به زمین مناسب برای کشاورزی و کمبود امکانات رفاهی و معیشتی و عدم توسعه یافتگی و سودجویی برخی افراد در اکثر مناطق مرزی کشور به خصوص در مرزهای شرقی از جمله اسیب هایی است که امر کنترل مرزهای کشور و مبارزه با پدیده قاچاق را با مشکل مواجه می کند. یکی از راه های اصلی مقابله با قاچاق، به ویژه قاچاق مواد مخدر، انسداد مرز با توجه به شرایط جغرافیایی و توپوگرافی زمین مانند استفاده دیوار بتنی، کانال، سیم خاردار، گاردریل یا استفاده از تجهیزات الکترونیکی و اپتیکی مدرن می باشد.ازاغازاجرای طرح انسداد مرزها تاکنون ۵۸۰ کیلومتر از مرزهای مشترک استان با کشورهای پاکستان و افغانستان به وسیله احداث دیوار بتونی و کانال مسدود شده است. با اجرای طرح ساماندهی مرز علاوه بر کاهش ورود کاروان های قاچاق مواد مخدر، از خروج و قاچاق سوخت نیز در بخش های شمالی استان سیستان و بلوچستان جلوگیری شده است. به نحوی که طی سال گذشته (۸۸) در زمینه ی قاچاق سوخت ۷ میلیون و ۸۳۶هزار و ۱۷۰ لیتر سوخت قاچاق کشف شده است که میزان کشفیات سوخت نسبت به مدت مشابه در سال قبل، ۲۷ درصد افزایش نشان می دهد. البته با انسداد مرز در سیستان و بلوچستان روند ورود کاروان های قاچاق موادمخدر به سمت مناطق ساحلی جنوب کشور سوق داده شده است. در عین حال باید توجه داشت که، کنترل مناسب مرزها نیازمند قانون مناسب، نیروی انسانی کارآمد، مقتدر و با منزلت، همکاری مرزنشینان، امکانات و تجهیزات تخصصی و توسعه کمی نیرو در مرزها، همکاری و حمایت سازمان های مسئول در این رابطه و استفاده از تاکتیک خاص امنیتی و عملیاتی متناسب با هر منطقه مرزی می باشد. در ادامه سعی خواهد شد تا انواع قاچاق مورد بررسی قرار گیرد.
چندی پیش نماینده ویژه رئیس جمهوری و رئیس ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز اعلام کرد:« حجم بالای قاچاق در کشور توسط باندهای سازمان یافته و کلان صورت گرفته و تنها سه درصد کالاهای قاچاق در کشور کشف می شود« (www.dolat.ir) جرایم سازمان یافته منسجم ترین ساختار باندهای مجرمانه است که ابعاد گوناگون دارد که با استفاده از شیوه های غیرقانونی همچون انحصارگری، ترور، اخاذی، فرار از مالیات می توانند رقابت های قانونی را از بین برده و تحت تاثیر قرار دهند. این گروه ها قسمت عمده ای از درآمدهای خود را از طریق تشکیلات فحشاء، قاچاق مواد مخدر، شبکه توزیع مواد مخدر و قاچاق اسلحه تامین می کنند. اخیرا اعلام شد: « درآمد سالیانه قاچاق مواد مخدر ۶۵۰ میلیارد دلار می باشد که این میزان دو برابر فروش نفت کشورهای عضو اوپک است» (www.irna.com).
سازمان بهداشت جهانی مسائل مرتبط با مواد مخدر اعم از تولید، انتقال، توزیع و مصرف را در کنار سه مساله جهانی دیگر یعنی تولید و انباشت سلاح های کشتار جمعی، آلودگی محیط زیست و نیز فقر و شکاف طبقاتی، از جمله مشکلات اساسی جهان برشمرده است که حیات بشری را در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی مورد تهدید و چالش جدی قرار می دهد. از جمله تاثیرهای زیان بار و مهلک اعتیاد، انتقال و اشاعه بیماری های گوناگون و خطرناک از جمله ایدز و هپاتیت می باشد. براساس برآوردها، حدود ۶۴ درصد علل ابتلای افراد آلوده به ایدز، تزریق موادمخدر و استفاده از سرنگ های آلوده و مشترک است.
نماینده دفتر مقابله با موادمخدر و جرم سازمان ملل متحد در جمهوری اسلامی ایران با اشاره به این که نیروی انتظامی ایران از موفق ترین پلیس های جهان در مبارزه با قاچاق مواد مخدر است، اعلام کرد: « در ایران سالانه ۲۵ درصد ازمحموله های قاچاق کشف و ضبط می شود. این در حالی است که در کشور کلمبیا با وجود میلیون ها دلار حمایت های بین المللی تنها ۳۶ درصد مواد مخدر کشف و ضبط می شود که این مقدار نیز بیشتر معطوف به تولیدات کلمبیا است» (www.dchq.ir).
ایران به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و همسایگی با کشور افغانستان که بزرگترین تولید کننده موادمخدر دنیا به شمار می آید، شرایط حساسی دارد. همین امر باعث گردیده تا بیشترین اسیب پذیری در مرزهای کشور مربوط به مرزهای شرقی و جنوب شرقی باشد که ناشی از آشفتگی در کشورهای همسایه است. آشفتگی موجود در کشورهای همسایه هم چنین باعث افزایش ورود اتباع غیرمجاز از طریق مرزهای شرقی کشور شده است، به طوری که روزانه ۶۰۰ نفر ار اتباعی که به صورت غیر مجاز وارد کشور می شوند توسط پلیس مرزبانی دستگیر می شوند و یا سالانه بیش از ۸۰۰ تن مواد مخدر توسط پلیس در داخل کشور کشف می شود و به همین سبب ایران در زمینه کشف موادمخدر رتبه اول را در جهان به خود اختصاص داده است. این در حالی است که گروه طالبان در افغانستان تولید کننده ۹۰ درصد تریاک جهان است. « آمارهای سازمان ملل نشان می دهد در سال ۲۰۰۹ حدود ۹۰ درصد و بیش از ۶۹۰۰ تن از تولیدات تریاک جهان در افغانستان تولید شده است» (www.dchq.ir).
بر اساس برآورد نیروی انتظامی و ستاد مبارزه با مواد مخدر، تعداد معتادان کشور در سال ۸۸، حدود دو میلیون نفر بود. همچنین نایب رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس ( شهریاری) مصرف روزانه موادمخدر در کشور را بسیار بالا و در حد سه تن اعلام کرد و گفت پلیس علی رغم تلاش هایی که برای کشف مواد مخدر انجام می دهد تنها ۱۵ درصد مواد مخدر قاچاق شده به کشور را کشف می کند. از طرف دیگر میزان کشفیات مواد مخدر صنعتی درکشور در ابتدای سال۸۸ نسبت به سال ۸۷، ۴۱۵ درصد افزایش داشته است.
فرمانده مرزبانی ناجا( سردار حسین ذوالفقاری) اعلام کردند:
« طی سال گذشته ۶۰ تن مواد مخدر توسط ماموران مرزبانی در مرزها کشف شد که این مقدار نسبت به سال ۸۷ افزایش ۶۳ درصدی را نشان می دهد. در بحث کشف سلاح نیز شاهد افزایش ۶۸ درصدی بوده ایم. در مرزهای کشور ۱۱ میلیون لیتر سوخت قاچاق کشف شد که افزایش ۴۴ درصدی را نشان می دهد. همچنین ۱۶ هزار دستگاه گیرنده ماهواره در مرزها کشف شد که ۴۸ درصد نسبت به سال ۸۷ افزایش نشان میدهد و ۷ هزار دستگاه دیش ماهواره نیز در مرزها از قاچاق چیان به دست آمد که ۷۳ درصد افزایش داشته است»(dchq.ir).
همچنین سردار خورشیدوند جانشین فرمانده مرزبانی کشور با اشاره به افزایش ۱۰۸ درصدی کشفیات پلیس مرزبانی طی دو ماه اول سال ۱۳۸۹ اعلام کردند: « در این مدت میزان کشفیات سلاح ۶۱درصد، مشروبات الکلی ۲۶ درصد و کالاهای دخانی ۱۴۱ درصد افزایش داشته است. شناسایی و دستگیری عابران غیرمجاز طی دو ماهه اخیر ۱۲۳ درصد افزایش را نشان می دهد که در این مدت ۹۶ هزار نفر از این افراد از کشور طرد شده اند. همچنین ۱۴ تن از ماموران پلیس مرزبانی در عملیات هایی در مقابل قاچاق چیان و عناصر ضد انقلاب شهید شدند»(isna.com).
«جهانی شدن»، « پایان جغرافیا» و چالش های جدید امنیتی
گروهی از اندیشمندان «جهانی شدن» را فرآیندی می دانند که منجر به از بین رفتن مرزهای سیاسی، افزایش میانگین همگرایی بین جوامع و موسسات، گسترش و سهولت نقل و انتقال اطلاعات و تولیدات میان کشورها در سطح جهانی و حذف اندیشه زمان و مکان خواهد شد.
مارتین آلبرو معتقد است که در عصر « جهانی شدن» مردمان جهان درون یک جامعه ی واحد جهانی ادغام می گردند(Albrow, 1992:4). باری بوزان نیز معتقد است که « جهانی شدن» پدیده ای است که در آن برای برقراری ارتباطات و قابلیت های انتقال کالاها، افراد و اندیشه ها و در سرتاسر جهان به صورت سریع تر و آسان تر از گذشته صورت می گیرد(Buzan,1985:30).
فروپاشی نظام دو قطبی باعث شد تا مرزهای ژئوپلتیک و ایدئولوژیک سابق از میان رفته و به واسطه ی تراکم زمان و مکان شاهد « پایان جغرافیا» باشیم. بر این اساس بسیاری از موضوعات مانند حقوق بشر، مسائل زیست محیطی و غیره که سابقا در قالب بیانیه ها و قطع نامه ها، آموزه ها و اعلامیه ها و بصورت یک آرمان و آرزو و با صفت جهانی در دوران جنگ سرد و قبل از آن مطرح می شد، اینک شکل عینی تری به خود گرفته اند ( قوام، ۱۳۸۱: ۱۱۱). با این فروپاشی، غرب این تلقی را تشدید نمود که اضمحلال شوروی، غلبه ی فرهنگ غرب را نشان می دهد، چرا که رقابت اصلی در این حوزه فرهنگ است. با فروپاشی شوروی و اضمحلال نظام دوقطبی و نیز تسریع روند جهانی شدن در ابعاد سیاسی و اقتصادی نشانه های آسیب پذیری دولت ها و محدود شدن حاکمیت دولت ها و نفوذپذیرتر شدن مرزها، بیش از گذشته نمایان گشته است(McGriw,1992:87).
آمریکا برای رسیدن به اهدافش در بوجود آوردن یک جامعه جهانی به رهبری خود، فراز و نشیب های زیادی را پشت سرنهاده است. طرح هایی که در دولت ریگان از آن تحت عنوان جنگ ستارگان یاد می شد، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی جای خود را به تئوری نظم نوین جهانی داد. این طرح که پس از شکست عنصر جنگ طلبی چون بوش پدر در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری و سرکار آمدن کلینتون تا حدودی مسکوت مانده بود، مجددا با انتقال قدرت به جمهوری خواهان، که از سیاست های خشونت آمیزتری تبعیت می کردند، دوباره فعال شد. پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ مبارزه با تروریسم به صورت وسیله ای برای استراتژی حکم فرمایی بر جهان و بویژه رویارویی مستقیم با برخی از دولت هایی که از این پس در گروه به اصطلاح محور شیطانی قرار گرفتند، بدل گشت و جنگ علیه عراق در راستای این استراتژی صورت گرفت که مشخصه ی اصلی آن یک جانبه گرایی رو به رشد آمریکا در سطح جهان بود. اما رویکردی که در تمام دروه ها ویژگی مشترک دولت آمریکا محسوب می شود، گسترش امپریالیسم فرهنگی به رهبری این کشور می باشد.
امپریالیسم فرهنگی به معنای آن است که اکنون عصر تسلط مستقیم سیاسی و اقتصادی توسط قدرت های استعماری به پایان رسیده، شکل جدیدی از تسلط بین المللی در حال آغاز شدن است. این هژمونی جدید مبتنی بر شکل غیرمستقیم تر قدرت میباشد، ترویج قالب های فرهنگی که توانایی فرهنگی کشورهای کمتر توسعه یافته را تضعیف میکند و از این طریق همکاری های فراملی اساسا غربی، میلی شدید در بخشی از مردم پس از دوران استعمار به کالا و سبک زندگی غربی ایجاد می کند، در همین راستا می باشد(Hesmond,1998:164).
از طرف دیگر رابطه مذهب و ژئوپلیتیک در گذشته، رابطه ای مبتنی بر حاصل جمع صفر بوده، به این نحو که وجود یکی مانع دیگری بوده است. در گذشته مذهب به مشروعیت جهانی دولت ها کمک می کرد، اما وقتی که نظم جهانی تحت تاثیر سیستم و ستفالیا توسعه پیدا کرد، مذهب جنبه ی مشروعیت بخشی به دولت را از دست داد. رابطه مذهب و ژئوپلیتیک در دهه ی اخیر خود را به شکل سرزمین مقدس، جنگ مقدس، جشن های هزار ساله و غیره نمایان ساخته است (Dijkink;2006:192). این رابطه با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران کاملا دچار تغییر و دگرگونی شده و به صورت رابطه ای بسیار قدرت مند نمایان گردید.
با مطالعه استراتژی امنیت ملی امریکا طی سال های اخیر متوجه می شویم که این دو مفهوم ( ژئوپلیتیک، مذهب) تا چه اندازه در هم آمیخته شده به نحوی که طرح حمله پیش دستانه با برداشت های انجیلی از محور شرارت در هم می آمیزد تا برای ورود به عرصه ژئوپلیتیک طرف مقابل، از مشروعیت مذهبی بهره گرفته شود (Dalby;2007:601). یکی از استراتژی های سیاست خارجی امریکا که در راستای پایان جغرافیا و عدم توجه به الزامات امنیتی کشورهای مستقل صورت گرفته است، مبارزه علیه تروریسم می باشد.
مبارزه علیه تروریسم
پس از یازده سپتامبر، آمریکا در برخورد با تروریسم مصمم شده و به دو کشور عراق و افغانستان با هدف مقابله پیش دستانه با القاعده و طالبان حمله کرد. از طرف دیگر ایران که از ابتدای شکل گیری انقلاب اسلامی مورد دشمنی آمریکا قرار گرفته است، به عنوان یکی از اهداف محور شرارت مورد تهدید قرار گرفت. الزامات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ایجاب می کند تا از گروه های مستضعف حمایت نماید که این مسئله به دامنه ی دشمنی امریکا نسبت به ایران افزوده و سیاست های حمایت از اسرائیل را افزایش داده است. با وجود این برخی از متفکرین غربی معتقدند: « مناطق مشخصی وجود دارند که ایران و آمریکا می توانند با یکدیگر بر روی آن به مبارزه با تروریسم بپردازند. یکی از این مناطق عراق می باشد» (Bahghat;2003:93).
این نظریه در حالی مطرح می شود که برخورد گزینشی و غیر منطقی با آن چه که تروریسم خوانده می شود، نه تنها مشارکت ایران را با کشورهای مدعی در مبارزه با تروریسم غیرممکن ساخته، بلکه ارائه تعاریف خود ساخته از این مفهوم باعث گردیده تا برخی از نویسندگان غربی اذعان دارند که « شهروندان کشورهایی مانند آمریکا، انگلیس و استرالیا باید بیش از آن چه که از تروریسم وحشت دارند از پلیس مقابله کننده با تروریسم بترسند»(Wolfendale,2007:75).
با توجه با مطالب فوق می توان نتیجه گرفت که برعلیه جمهوری اسلامی ایران تهدیدات نوین امنیتی شکل گرفته است که ناشی از تغییر در مفهوم ژئوپلیتیک و شکل گیری پایان جغرافیا در عصر جهانی شدن می باشد که از جمله ی این تهدیدات می توان به ایجاد بحران های سیاسی در دو سطح ملی و بین المللی اشاره کرد. بحران های ملی خود را در تقویت گروه های معارض، شکاف میان نخبگان سیاسی، نافرمانی مدنی، خروج از حاکمیت و غیره نشان می دهد. در سطح بین المللی این تهدیدات خود را در قالب ایجاد بحران توسط نهادهای بین المللی مانند نهادهای منادی صلح، حقوق بشر، شورای امنیت و غیره از یک طرف و نهادهای غیرحکومتی مانند موسسه دفاع از دموکراسی، موسسه و ودرو ویلسون، موسسه جامعه باز، و غیره از طرف دیگر اشاره کرد که امروزه از آن تحت عنوان « جنگ نرم» یاد می کنیم.
نتیجه گیری
ژئوپلیتیک در پی شناخت عنامل بنیادین در تامین قدرت و امنیت با توجه به جغرافیا بوده و به همین خاطر از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. این عرصه از علم، نقش کلیدی و بنیادین در ایجاد امنیت پایدار دارد. به همین خاطر در تصمیم گیری ها و اتخاذ خط مشی های امنیتی، توجه دقیق به موقعیت های ژئوپلیتیکی، تضمینی برای اجرای صحیح هریک از آنها خواهد بود. از جمله عوامل تاثیرگذار بر امنیت که در چارچوب ژئوپلیتیک نمایان می شود، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
ژئوپلیتیک انسانی و مسایل قومی : وجود اقوام مختلف در سرتاسر ایران موجب گردیده تا طیف وسیعی از سلایق، عادات و رسوم، نوع زندگی، پوشش، زیان و سایر عوامل هویت ساز، وجود داشته باشد. اقوامی مانند کرد، آذری، عرب، سیستانی و ترکمن، اقوامی هستند که با آن طرف مرزاشتراکات هویتی دارند. این مسئله می تواند هم به عنوان یک فرصت و هم به صورت یک تهدید نگریسته شود.
تروریسم: ایران به دلیل دارا بودن موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک در منطقه خاورمیانه از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. همسایگی با عراق به عنوان کشوری جنگ زده و تحت اشغال نظامی باعث گردیده تا چالش هایی در منطقه ی غرب کشور ایجاد شود. از آن جمله می توان به تحرک گروهک های تروریستی و جدایی طلب و قاچاق کالا و اسلحه اشاره نمود. در سمت شرق کشور نیز، همسایگی با افغانستان وضعیت مشابهی را ایجاد نموده است. قاچاق موادمخدر و عملیات های تروریستی اشرار در سیستان و بلوچستان ضریب امنیت را کاهش داده و ورود غیرقانونی اتباع افغانستان و پاکستان به ایران، مانعی جدی در تامین امنیت استان های شرقی و در یک نمای کلی، تمام کشور می باشد.
قاچاق: امروز بسیاری از جرایم، همچون قاچاق و تروریسم در عرصه های بین المللی و فراتر از مرزها انجام می شود و دولت ها به تنهایی توان مقابله با این جرایم سازمان یافته بین المللی را ندارند باید توجه داشت که یکی از دلایل ورود کالا و قاچاق به کشور، ناشی از حمایت دشمنان خارجی از باند های تبهکاری سازمان یافته است؛ این مسئله، برخورد با این باندهای سازمان یافته را با دشواری همراه کرده است.
جهانی شدن فرصت هایی را به همراه دارد،اما به دلیل کاهش قدرت دولت ها و شکل گیری فضایی که از آن تحت عنوان
پایان جغرافیا نام برده می شود،تهدیدات نوین امنیتی را برای تمام کشورها شاهد هستیم که تعامل مضاعف دولت ها و به ویژه بازوی اجرایی آن ها یعنی پلیس را درمواجه با این وضعیت جدید،طلب مکند.
پیشنهادات
– تخصصی کردن مطالعات و تحقیقات امنیتی با تاکید بر ژئوپلیتیک، بر همین اساس راه اندازی واحدهایی با عنوان مرکز مطالعات ژئوپلیتیک پلیس در سازمان تحقیقات و مطالعات ناجا پیشنهاد می گردد.
– در انجام امور پلیسی می بایست یکی از توجهات معطوف به فرصت ها و چالش هایی باشد که تحت تاثیر ژئوپلیتیک ایجاد گردیده است، به عنوان مثال پدیده ی مشترک در شمال غرب کشور با جنوب شرق کشور، پدیده ای مشترک به نام قاچاق می باشد. اما در شمال غرب، نوع قاچاق، حجم آن و کالایی که قاچاق می شود متفاوت است از آنجه که در جنوب شرق قاچاق می شود. به همین خاطر تدابیر لازم جهت انجام ماموریت های پلیسی نیز متفاوت گشته و نیازمند تخصص می باشد.
– اقدامات انتظامی تنها راه مبارزه با قاچاق کالانیست. رکود بخش اقتصادی و بیکاری به ویژه در مناطق مرزی از شاخص ترین علل قاجاق کالا می باشد که با تاسیس کاخانجات تولید در مرزها نه تنها معضل بیکاری مرزنشینان را بر طرف فراهم می سازد، بلکه کشور را از آسیب جدی تر یعنی قاچاق نجات می دهد. از طرف دیگر، ابزارهای شناسایی کالاهای ورودی ، مانند « ایران کد» ابزاری است که درکنار مکمل های دیگر می تواند در خدمت مبارزه با قاچاق کالا و ارز باشد و چنان چه بخوبی طراحی و پیاده سازی شود می تواند نقش عمده در کنترل قاچاق داشته باشد.
– توسعه بازارچه های مرزی و رونق اقتصاد این مناطق می تواند راه گشای حل مشکلات معیشتی مرزنشینان و استفاده از توان مندی بومی آنان در صیانت از مرزها باشد.









