سلام بر تو ای بازمانده از تبار پیامبران. ای گل نرگس! در این تقویم هرروزه انتظار، بهار همه طراوتش را مدیون توست و در این شب که حال و هوای دلمان به رنگ نیمه شعبان شده است دوباره همه از تو میگویند و میشنوند. پس تو هم در این شب بدر انتظار لب بگشا و خدا را بخوان و دعا کن که حسرت یک لحظه دیدارت، دل هایمان را گداخته است.
دوران امامت امام زمان(عج) در حالی آغاز شد که شیعیان در شرایط دشوار و حساسی قرار داشتند. از یک سو، خلفای عباسی پیش از آن، عرصه را بر فعالیت امام حسن عسکری(ع) و پیروان آن حضرت تنگ کرده بودند و از سوی دیگر، برخی از افراد به ظاهر خویشاوند امام(ع)، مانند جعفر کذاب، میکوشیدند تا با زور و تزویر، خود را به عنوان زعیم شیعیان، جا بزنند. علاوه بر اینها، شبهاتی که درباره حیات و ظهور امام زمان(عج) از سوی دشمنان مطرح میشد، ضرورت یک اقدام انسجام یافته از سوی علما و محدثان شیعه را در عصر غیبت، آشکار میکرد.
در چنین شرایطی، محدثان و متکلمانی مانند ابوسهل نوبختی و شیخ صدوق، به میدان آمدند و به مبارزه قلمی و کلامی برای زدودن شبهات و نهادینه کردن امر حیات و ظهور امام عصر(عج) در میان شیعیان پرداختند. در گفتوگو با دکتر لیلا نجفیان، استاد تاریخ اسلام و عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی، به بررسی تلاش های متکلمان، فقیهان و محدثان شیعه در این عرصه مهم و راهبردی پرداختیم.
وی در گفت وگو با خراسان ضمن اشاره به شرایط حساس دوران امامت امام حسن عسکری(ع) و امام زمان(عج)، راهبردهای علمای شیعه را در برخورد با شرایط این دوره، مورد بحث و بررسی قرار داد.
** اوضاع سیاسی و اجتماعی شیعیان، هنگام ولادت امام زمان(عج) چگونه بود؟
ولادت امام زمان(عج) در دوران بسیار حساسی واقع شد؛ امام حسن عسکری(ع) در دوره کوتاه امامت خود، در سامرا، تحت نظارت دایمی مأموران خلیفه عباسی، قرار داشت. با این حال، اعمال محدودیتها و تضییقات، تنها به فعالیت عُمّال خلیفه عباسی محدود نمیشد و امام(ع)، از سوی برخی از نزدیکانشان، مانند جعفر کذاب نیز، تحت فشار بودند. او گاهی جسارت را به حدی میرساند که متعرض جان دوستداران و شیعیان امام حسن عسکری(ع) میشد و از متهم کردن آن ها به امور مختلف، باکی نداشت.
** باتوجه به شرایطی که به آن اشاره کردید، کار نایبان امام زمان (عج)، با آغاز دوران امامت آن حضرت، کاری سخت و دشوار بوده است. آن ها چگونه توانستند از این مسیر به سلامت عبور کنند؟
بله؛ عثمان بن سعید عمری، اولین نایب امام عصر(عج)، در نخستین گام، برای حفظ امنیت آن حضرت، طبق راهبردی که تعیین شده بود، توانست با رویکردی تدریجی و توام با احتیاط، برای آشنایی شیعیان با امامشان، اقدام کند. همین سیاست، در دوره دومین نایب امام(عج) نیز پی گرفته شد. با این حال، شبهه افکنی از سوی دشمنان ادامه داشت و برخی مخالفان، به شبههها و تردیدها دامن میزدند. در بین این افراد هم، میشد ردپای کسانی مانند جعفر کذاب و حامیان او را دید. افرادی هم بودند که برای ظهور امام(عج)، زمان تعیین میکردند و باعث بروز ابهامات و شبهات میشدند.
در همین دوره بود که بزرگان و متکلمانی مانند ابوسهل نوبختی (درگذشته به سال ۳۱۱ هـ.ق، در بغداد) برای دفاع از آموزههای شیعه و زدودن شبهات از فکر و ذهن شیعیان، به میدان آمدند و توانستند ذهن آن ها را در برابر ادعاهای معتزله، مُجَبّرِه، غُلات و … از تشویش مصون بدارند. علاوه بر ابوسهل، در دوران نیابت حسین بن روح و جانشین او، علی بن محمد سمری، کوشش برای نهادینه کردن امر غیبت، علاوه بر بغداد، در مکاتب ری و قم نیز، توسط محدثان و متکلمان امامی مذهب اهل قلم، ادامه یافت. بزرگانی مانند ابن قبه رازی(درگذشته قبل از ۳۱۹) و کلینی(درگذشته ۳۲۹)، با تولید آثار کلامی و حدیثی- تاریخی، نهایت کوشش خود را برای تحقق این مهم، به کار بستند.
** به نظر میرسد با به پایان رسیدن دوران غیبت صغری، موضوع نهادینه کردن امر غیبت، با دشواری های بیشتری روبهرو شده باشد. علمای شیعه چه نقشی در کاستن از این دشواری ها داشتند؟
با درگذشت آخرین نایب خاص امام زمان(عج)، موکول شدن ظهور آن حضرت به زمان نامعلوم و نیز، پایان امکان ارتباط معمول با امام(عج)، بار دیگر مشکلاتی در میان شیعیان به وجود آمد. محمد بن ابراهیم نعمانی، از محدثان بزرگ شیعه در ابتدای دوره غیبت کبری، در کتاب «الغیبه»، مینویسد: «کدام حیرانی از این بالاتر است که مردم بسیار و گروههایی فراوان، از زیر بار این امر بیرون رفتهاند و به جز اندکی، باقی نماندهاند.
یقین شان ضعیف شدهاست. در گرفتاریِ سختی که برای افراد مخلص، بردبار، ثابت قدم و راسخان در علم آل محمد(ص) پیش آمدهاست، کمتر کسی است که ثابت قدم مانده باشد.» این شرایط، در برانگیختن اندیشمندان برجسته شیعه امامی، برای نگارش آثاری با هدف تثبیت باور به وجود، غیبت و ظهور امام عصر(عج)، تأثیر بسزایی داشت. از این رو، اندکی پس از آغاز غیبت کبری، جریانی در میان علمای امامی شکل گرفت که ضمن آن، این نخبگان علمی، به تألیف آثاری با عنوان یا موضوع غیبت پرداختند. به عنوان نمونه، نعمانی با نگارش کتاب «الغیبه»، شیخ صدوق با «تحریر کمالالدین»، شیخ مفید با تدوین «ارشاد» و «الغیبه» و نیز، شیخ توسی با نوشتن کتاب «الغیبه»، در مدت زمانی که بیشتر از یک قرن به طول انجامید، با بهرهگیری از باورهای کلامی رایج در میان شیعیان امامی و جمعآوری روایات موجود در کتابهای حدیثی و آشنا با ذهنیت تاریخی جامعه، در نهادینه کردن این اصل مهم، به ایفای نقش پرداختند.
** قدر مسلّم آن است که بسیاری از مردم، توانایی درک مباحث کلامی و شناخت احادیث صحیح را ندارند. علمایی که به نام برخی از آن ها اشاره کردید، از چه شیوهای برای آموزش این مفاهیم، استفاده میکردند؟
این امر بدیهی است که علمایی مانند صدوق یا مفید، برای نهادینه کردن امر غیبت و ظهور امام عصر(عج) در میان عموم شیعیان، باید از ادبیاتی ساده و روایاتی آشنا برای آن ها کمک می گرفتند. از این رو، این علما، در گام نخست، با نقل روایاتی درباره «منصوص بودن امامت امام زمان(عج) از سوی پیامبر(ص) و ائمه(ع)»، «حصر امامت در عدد دوازده» و نیز، «وجود معمرین»، تمرکز خود را بر ادبیات ساده و قابل فهم بودنِ موضوع وجود و غیبت امام زمان(عج) متمرکز کردند. آن ها با نقل روایات فراوان، درباره این موضوعات، علاوه بر کوشش برای اثبات وجود امام زمان(عج)، توانستند گفتمانهای رقیب را به حاشیه برانند.
این علما، همچنین، در آثار خود به جمع آوری روایاتی پرداختند که به نشانهها، شرایط شیعیان و جامعه، پس از ظهور و حتی مدت زمان حکومت آن حضرت، اشاره داشت. بهرهگیری از چنین روایاتی، این امکان را برای علما و محدثان فراهم میکرد که «باور به قطعیت ظهور امام زمان(عج)» را با باور به وجود و زنده بودن آن حضرت پیوند بزنند و نظم و ثبات اعتقادی را در جامعه شیعه برقرار کنند. در گام بعدی و نهایی، نویسندگان امامی مذهب، با ارائه مدبرانه روایات، بر قدمت و پر تکرار بودن روایاتی درباره «خالی نبودن زمین از حجت خدا» و «عدم امکان امامت دو برادر» تاکید کردند. آن ها با استفاده از این دو شاخص که از دیر باز در گفتمان تشیع امامی مطرح بود، کوشیدند تا حقانیت امر غیبت را به شیعیان امامی خاطر نشان کنند و مدعیانی مانند طرفداران جعفر کذاب و دیگر افراد دارای گرایشهای انحرافی را به حاشیه برانند.
منبع:ایرنا









