کاشی سازی، کاشی کاری و حکاکی کاشی معرق از هنرهای کهن این مرز و بوم به شمار می رود که در طول تاریخ، خطه آذربایجان هنرمندانی را به خود دیده که خاک را به هنر کیمیا کرده اند. در این میان پای صحبت یکی از این هنرمندان می نشینیم که هنر کاشی کاری و معرق تراشی را از پدر خویش آموخته و علیرغم تمامی مشکلات این عرصه همچنان در این رشته از هنر و صنعت فعالیت دارد.
لطفاً به عنوان اولین سئوال از بیوگرافی خودتان برای مخاطبین این رسانه بگوئید:
رضا دیباکار، متولد ۱۳۵۷ در شهر اردبیل. کاشی کاری معرق را از سنین کودکی و در کنار پدر یاد گرفته و مشغول به کار بوده ام. در محضر استادانی همچون استاد مرحوم ماهرالنقش، استاد مرحوم حاج اکبر مختاریان و همچنین مرحوم مهدی قنبری و استاد محمدتقی قنبری افتخار شاگردی داشتم .
از چه زمانی به این رشته از هنر علاقمند شدید؟
از سن ۱۵ سالگی به صورت حرفه ای مشغول به کار شدم.
مشوق اصلی شما در این راه چه کسی بود؟
پدرم حاج رسول دیباکار که جا دارد از ایشان به خاطر آموزش این فن و هنر تشکر و قدردانی نمایم.
آیا آثاری از شما در آن سوی مرزها وجود دارد؟
بله. در شهر باکو آذربایجان و در شهرهای نجف و سهله کشور عراق که پدرم را در پروژه های کاشی کاری همراهی کردم.
تا کنون چه سبک هایی از هنر کاشی کاری فعالیت داشته اید؟
کاشی کاری معرق. کاشی کاری هفت رنگ. کاشی کاری معقلی و گره.
چه پروژه هایی را در دست اقدام دارید؟
هم اکنون در امامزاده سید صدرالدین اردبیل مشغول به کار بوده و در مصلی امام خمینی(ره) اردبیل نیز در شرف انجام پروژه هستیم.
به نظر شما چگونه می توان این هنر را از ورطه انقراض نجات داد؟
فقط با حمایت مسئولان میراث فرهنگی. هر هنری نسبت به ارزش و جایگاه خود تاریخ انقضایی دارد ولی بیشتر از مشکل انقراض وارد شدن افراد غیر حرفه ای باعث کاهش ارزش کار و همچنین ایجاد دامپینگ در این عرصه شده است که این کاهش قیمت غیرکارشناسی با کیفیت کار مستقیماً ارتباط دارد. متأسفانه کارفرما ها نیز تنها به قیمت پروژه توجه دارند و نه کیفیت و دوام کار.
علاقمندان به هنر معرق تراشی و کاشی کاری چگونه می توانند در این عرصه موفق شوند؟
تنها با یادگیری اصولی و اهمیت دادن به کیفیت کار.
فعالان این هنر در سایر شهرهای کشور چگونه می توانند پا به پای فعالان این عرصه در اصفهان و اردبیل فعالیت نمایند؟
مسئولان میراث فرهنگی استان ها و شهرها باید از هنرمندان این عرصه حمایت کنند و از استان ها و. شهرهای دیگر استادکار نیاورند حتی اگر کمی هم قیمت آن نسبت به اصفهان زیادتر باشد.
از دید شما نقطه ضعف هنر کاشی کاری در ایران کجاست و ارزیابی شما از این هنر چیست؟
متأسفانه از زمانی که کاشی هفت رنگ به خاطر سریع بودن و ارزانی نسبت به کاشی کاری معرق وارد بازار شده کار کردن به صورت سنتی بسیار سخت و غیرقابل رقابت شده است. در صورتی که هنر اصلی در این رشته کاشی معرق بوده و کاشی هفت رنگ توسط افراد بسیاری تولید و تنها با چاپ کاشی بی کیفیت و ارزان در کوره های غیر حرفه ای بازار کار کاشی کاری معرق را به ورطه نابودی می کشانند. ارزش هنر کاشی کاری معرق رفته رفته کاهش یافته و در صورت همین روند به تاریخ می پیوندد.
آیا جشنواره ای برای این هنر برگزار می شود؟
بله. گاهی از سوی اداره میراث فرهنگی برگزار می شود.
این هنر در سطح جهانی چه جایگاهی دارد؟
نسبتاً در سطح جهانی قدر و منزلت این هنر را بهتر از ایران می دانند و می شناسند. اما متأسفانه آنچه را که هنر اصیل ایرانی است در موزه های کشورهای خارجی می بینیم و هنر بیگانگان را تمنا و طلب می کنیم.
با چه مشکلاتی مواجه هستید؟
با مشکلات فراوانی همچون زیاد شدن مواد اولیه و به تبع آن کاهش قیمت های پروژه ها کار را دشوار نموده و مشتری نیز به کیفیت کار توجه ندارد بلکه دنبال قیمت پائین تر است و ارزش واقعی کاشی کاری معرق را نمی دانند. بیمه تامین اجتماعی هم نداریم و قطع کردن بیمه هنرمندان و قالیبافان در چند سال اخیر از سوی صنایع دستی مشکلی بر مشکلات دیگر افزوده است .
چگونه در این راه دوام آورده اید؟
چند سال است که به عنوان شغل دوم بدان مشغول هستم و همچون سابق کاشی معرق بازار کار ندارد.
آیا اثری بوده که بعد از ساخت آن پشیمان شده باشید؟
نخیر
آثار خودتان را نام برده و مشخصات آن را برای مخاطبین این رسانه تشریح کنید؟
ما در اکثر شهرهای ایران ایران کار کرده ایم مهمترین آن مصلی امام خمینی(ره) تبریز، مرمت بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی و بیشتر مساجد و امامزاده ها در استان های اردبیل، گیلان، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی بوده است.
از خاطرات تلخ و شیرین خودتان در این عرصه برایمان بگویید؟
همه این کارها برایم خاطره شیرین داشته به خصوص وقتی یک پروژه را تمام می کنی و از دور به کار خودت نگاه می کنی از تماشای این اثر هنری که خلق کردی لذت می بری و خاطره بد هم با این اوصاف به فراموشی سپرده می شود.
برنامه های آینده شما چیست؟
با این وضعیت تورم و گرانی برای کاشی کاری هیچ امیدی نیست.
آیا به بازنشستگی فکر می کنید؟
اگر کار باشد انجام می دهم. در هنر کاشی معرق بازنشستگی معنی ندارد. به عبارتی هر کاری که تمام می شود تازگی داشته و گویا روز اول کار است که شروع به کار کرده ای .
سخن پایانی:
امیدوارم روزی برسد که باز هنر کاشی معرق به همان درجه و جایگاه خودش برسد و در کارگاه های کاشی معرق باز استادکاران مشغول کار باشند و مسئولان نیز نگاه شان نسبت به این هنر تغییر یابد و تنها به فکر ارزانی کار نباشند بلکه کیفیت کار مد نظرشان باشد.
مصاحبه: فرناز قنبری
سردبیر: فرهاد قنبری












