خیلی ها معتقدند که تحرکات محاسبه نشده سعودی ها، بویژه تصمیم اخیرشان مبنی بر ورود به خاک سوریه، منطقه را به سمت فاجعه می برد، اما کمتر کسی به دست هایی اشاره کرده که سعودی ها را به سمت باتلاق ها و پرتگاه ها هدایت می کند.
مرزنیوز به نقل از ایرنا،این روزها نسبت به یک جنگ تمام عیار منطقه ای هشدار داده می شود و تحلیل گران می گویند که ورود کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و ترکیه به داخل سوریه، منطقه را دچار یک فاجعه خواهد کرد.
این تحلیل ها از هنگام اعلام سخنگوی عربستانی ائتلاف نظامی به سرکردگی سعودی ها در روز پنجشنبه گذشته در رسانه ها مطرح شد که گفته بود ریاض آماده مشارکت در عملیات زمینی در سوریه تحت تصمیم ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکاست و از دولت ترکیه خواستار همراهی در این مداخله نظامی شد.
در موضوع تحولات منطقه، قبل از نگرانی از آنچه به سر منطقه خواهد آمد، ابتدا باید اهداف اصلی بازیگران پشت پرده منطقه و وضعیت بازیگران منطقه ای را رصد کرد و اینکه این روندها تامین کننده اهداف و منافع آنان در منطقه است یا نه؟! نگاه گذرا به حوادث یک سال و نیم اخیر در سطح منطقه حقایق زیادی را به ما نشان می دهد.
* تشویق دولت های عرب حاشیه خلیج فارس به ماجراجویی
دست های پنهانی وجود دارد که کشورهای منطقه را به تنش آفرینی و دخالت زمینی در عراق و سوریه، تشویق می کند و عمدتا عربستان و شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس را شامل می شود.
در چارچوب این طرح، ابتدا دولتمردان سعودی و به تبع آن دولت های عرب حاشیه خلیج فارس به سمت باتلاق یمن هدایت شدند و اکنون در حالی که این کشورها هر روز بیشتر در این باتلاق فرو می روند، برای ورود به صحنه سوریه ترغیب می شوند.
این دست ها کدامند و چگونه می توان آنان را در اجرای چنین طرحی طبقه بندی کرد؟، سوالی است که می توان با مبنای اطلاعات منتشر شده و نه محرمانه، تعدادی از کشورهای غربی را متهم دانست.
** ترکیه پا به تله نمی دهد
ترکیه، از جمله کشورهای منطقه است که به شدت از سوی همان دست های پنهان برای ورود به یک درگیری مستقیم نظامی وسوسه می شود.
البته به اعتقاد تحلیلگران در منطقه، این کشور هم تمایل و انگیزه و هم تفکر و بن مایه مداخلات گسترده در منطقه را دارد، اما درباره ترکیه باید این نکته را در نظر گرفت که این کشور، برغم همه آرمان ها و آرزوهای منطقه ای و بین المللی اش، دارای ساختار حاکمیتی است که تصمیمات کلان و سرنوشت ساز در ساز وکارهای فردی اتخاذ نمی شود و دولتمردان این کشور حد و مرزها را در روابط بین الملل و بازی های منطقه ای خوب می دانند.
کمتر کارشناس و تحلیل گری است که باور کند ترکیه به راحتی به تله غربی ها بیفتد، چرا که این کشور می داند با توجه به ساخت موزاییکی منطقه، در برابر تغییرات شوک آور و بحران های سنگین امنیتی، آسیب پذیری کمتری از سایر اعضای منطقه ندارد.
رهبران ترک در آنکارا همچنین به بازی های قدرت های بین المللی نیز آشنا هستند و می دانند که در اطرافشان چه می گذرد؛ بنابراین درخواست سعودی ها از آنکارا برای پیوستن به یک مداخله نظامی در سوریه کمی بیش از حد ناپخته و کودکانه به نظر می رسد.
ترکیه همانطور که رجب طیب اردوغان روز یکشنبه اذعان کرد که آمریکایی ها نقش مرموزی در منطقه دارند و از واشنگتن خواست ‘متحد خود را در منطقه مشخص کند’، نشان داد که این کشور به میزانی از نیات آمریکایی ها آگاه است و نیز واقف است که ورود نظامی به سوریه هزینه ساز است و این اقدام می تواند گره های امنیتی آنکارا را در مناطق کردنشین چند لایه کند. بویژه زمانی که می داند آمریکایی ماههاست در شمال سوریه به تقویت (PYD) شاخه پ ک ک مشغول هستند و آنجا پروژه های محرمانه ای را دنبال می کنند.
**چرا سعودی ها و دولت های عرب حاشیه خلیج فارس؟
1- سال ها پیش مقام های آمریکایی از جمله جیمی کارتر رئیس جمهور پیشین آمریکا از بی عدالتی در منطقه خاورمیانه سخن گفته بودند.
بارزترین نکته در حرف های مقام های آن روز آمریکایی که مصادف بود با حمله بین المللی به رژیم بعثی صدام، دو نکته بود؛ ‘یکی اینکه برای رفاه جوانان و فرزندان آمریکایی، باید در هر نقطه از جهان بجنگیم’ و دیگری اینکه ‘چرا باید بالای ۹۰ درصد ثروت ذخائر زیر زمینی جهان در اختیار جمعیتی کمتر از ۱۰ میلیون نفر باشد’ و سپس بحث بی عدالتی را مطرح کردند و متعاقب آن ادعا کردند که این ثروت ها متعلق به همه ملت های جهان است.
2- سال هاست که دولت های غربی از سوی احزاب و سازمان های غیر دولتی فعال در امور دمکراسی در این کشورها، به دلیل همپیمانی با رژیم هایی که آنان را عقب افتاده هایی مانند عربستان، قطر، امارات و برخی دیگر از کشورهای منطقه می خوانند، به شدت زیر فشار قرار دارند.
به باور آنان، در قرن ۲۱ و انفجار اطلاعات دیگر جایی برای نظام ها و رژیم های عهد باستان دیده نمی شود.
باورش برای جهانیان سخت است که در این عصر هنوز زنان نتوانند در انتخابات شرکت کنند و اصلا نه پارلمانی باشد و نه یک انتخابات یک نفره در آن برگزار شود و کشور توسط یک یا دو نفر اداره شود.
تصور نمی توان کرد که هنوز در این جهان زنان نتوانند رانندگی کنند و یا محکوم به اعدام با شمشیر، گردن زده شود.
آیا تشویق های اخیر دولت های عرب حاشیه خلیج فارس را به باتلاق های منطقه ای باید در چارچوب تلاشی برای حذف چنین دولت هایی تلقی کرد؟.
** بهره سعودی ها از ورود به جنگ های مستقیم
سعودی ها چقدر از یک مداخله نظامی در سوریه سود خواهند برد؟ این سوالی است که بسیاری از ناظران تحولات منطقه را به خود مشغول کرده است؛ خیلی ها باور ندارند که دولت سعودی یا قطر بتواند از این سفره حتی یک لقمه بردارد.
بسیاری از تحلیل گران عرب منطقه نیز به سران عربستان هشدار داده اند که وارد این بازی خطرناک نشود، چرا که از یک سو موفقیتی برای ورود این کشور به سوریه نمی توان متصور بود و نکته دوم اینکه این اقدام در چارچوب پروژه ای است که گفته می شود تجزیه کشورهای سوریه و عراق را دنبال می کند.
در این صورت باید سوال کرد که آیا سعودی ها موافق تجزیه عراق و سوریه هستند؟ بطور طبیعی تجزیه سوریه، کل منطقه را ملتهب کرده و سایر موزائیک هایی را که زمینه دارند، از جا در خواهد آورد و یا سست خواهد کرد.
بی شک این مسیر به نفع سعودی ها نیست، چرا که به گفته اکثر تحلیل گران منطقه و بین المللی، بخش هایی از خاک نفت خیز عربستان را نیز در بر خواهد گرفت؛ بنابراین عراق و سوریه یکپارچه برای سعودی ها تنها و بهترین گزینه است.
حتی برخی منابع دولتی عراق در محافل خصوصی با اطمینان می گویند که سعودی ها به هیچ عنوان تمایلی به تجزیه عراق و سوریه ندارند.
با اینحال آنها برای مشارکت در پروژه ای تشویق می شوند و گام بر می دارند که به دنبال تجزیه کشورهای منطقه است.
** دست های پشت پرده چه کسانی هستند؟
برخی ها مستقیم، خط دهی رژیم های اسراییل و آمریکا و برخی قدرت های اروپایی به کشورهای منطقه، بویژه سعودی ها را مطرح می کنند.
اکنون بطور جدی این موضوع مطرح است که سعودی ها حتی درخصوص کاهش مصنوعی قیمت نفت هم تحت تاثیر دست های پنهان بوده اند، چرا که ضربه وارده به کشورهای محور مقاومت، بسیار کم اثرتر از صدماتی بوده که به سعودی ها و دولت های خلیج فارس وارد شده است؛ اگر منطقی به این موضوع نگاه کنیم، سعودی ها و کشورهای حوزه خلیج فارس بیش از سایرین در قبال کاهش قیمت نفت آسیب پذیر نشان دادند، بویژه زمانی که این کشورها وارد یک جنگ فرسایشی هزینه ساز در یمن هم شده اند.
در نتیجه تنها بهره سیاست های دیکته شده به کشورهای حوزه خلیج فارس، هزینه های سنگینی است که به این کشورها تحمیل شده و هر روز این کشورها را ضعیف تر می کند.
** ارتش های کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس در سوریه چه خواهند کرد؟
سعودی ها و متحدان خلیجی آنها بی شک اگر هم وارد سوریه شوند، بصورت طبیعی نمی توانند با گروه های خود ساخته وارد جنگ شوند، بنابراین باید با ارتش قدرتمند این کشور درگیر شوند که در برابر تروریسم بین المللی مورد حمایت همین کشورهای ثروتمند، بیش از ۵ سال مقاومت کرده است.
و اینجا یک سوال مطرح است که آیا مشوقان، از سعودی ها در سوریه حمایت خواهند کرد؟.
بسیاری از کارشناسان و تحلیل گران، پروسه تهاجم سعودی ها به یمن را مثال زده و معتقدند، آنها که سعودی ها را تشویق به ورود به سوریه می کنند، همان خواهند کرد که در یمن با این کشور کردند.
بنابراین همه شرایط بطور طبیعی به سعودی ها حکم می کند که وارد سوریه نشوند، اما چه کشورها و طرف هایی سران سعودی را به پرتگاه های بزرگ سوق می دهند و قصد دارند این کشور را وارد دومین چالش منطقه ای کنند؟.
در این خصوص برخی ها به نقش انگلیسی ها اشاره می کنند و معتقدند که از هنگام اشغال عراق در سال ۲۰۰۳، آنها خود را بازنده می بینند، بنابراین پشت پرده بسیاری از پرونده ها قرار دارند.
برخی به رژیم صهیونیستی نظر دارند که معروف است به تنها رژیم جهان که خواستار نابودی و تضعیف کامل تمامی کشورهای اسلامی منطقه است؛ رژیم صهیونیستی اخیرا بر سر پرونده هسته ای ایران، به ریاض نزدیک شده است.
گروه دیگر هم به آمریکایی ها اشاره دارند که تمامی رفتارهای منطقه ای اش تردید آمیز است.
درباره سعودی ها، البته اگر بحث ورود به سوریه از سوی سران عرب حاشیه خلیج فارس را یک حرکت تبلیغاتی برای پوششی بر ناکامی ها در یمن و هدر رفتن هزینه های ۵ ساله در سوریه که معادل ۵۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است، تلقی کنیم ، قابل توجیه است.
به غیر از این، چه از منظر هزینه، سود و زیان، معادلات استراتژیک و جغرافیایی همه چیز با ورود سعودی ها به معرکه زمینی و مستقیم در سوریه، علیه این کشور خواهد بود.
لینک خبر:https://marznews.com/?p=85141












