زلمي خليل زاد، سفير سابق آمريكا در عراق، افغانستان، سازمان ملل و افسر سابق دولت جورج بوش رئيس جمهور سابق آمريكا كه به نوعي بالاترين مقام مسلمان در دولت جورج بوش را دارا بود، در كتاب جديد خود به مرور خاطرات گذشته پرداخت و در آن عملكرد دولت جورج بوش را بررسي كرد. بخشي از اين كتاب به سياست خارجي آمريكا در عراق و افغانستان وتعامل اين كشور با ايران اشاره دارد.
مرزنیوز به نقل از تابناک،زلمي خليل زاد مقام سياسي آمريكا در دولت جورج بوش در كتاب جديد خود نوشت، مقامات آمريكايي قبل از اينكه به عراق حمله نظامي بكنند، در اين رابطه جلساتي را با مقامات سياسي ايران برگزار كردند و از ايران خواستند در رابطه با جنگنده هاي هوايي آمريكا كه احتمالاً به اشتباه به مرزهاي غربي ايران وارد مي شوند، تعامل لازم را داشته باشند و آنها را مورد اصابت موشك هاي خود قرار ندهند.
در اين كتاب به محمد جواد ظريف وزير امور خارجه فعلي ايران نيز كه آن زمان يعني سال ۲۰۰۳ نماينده ايران در سازمان ملل بود اشاره شده است كه در اين رابطه ديدارهايي را با مقامات آمريكايي در شهر ژنو داشت. اين كتاب مدعي است تعاملات سياسي- نظامي ايران و آمريكا به پيش از آغاز حملات محدود نشد و در جريان حملات و تصرف عراق نيز ادامه داشت.
از زمان انتشار اين كتاب بيش از يك ماه نمي گذرد و نويسنده در اين كتاب آورده است كه هدف اصلي ما از گفت و گو با ايران اين بود كه خيالمان از بابت عدم سرنگوني جنگنده هاي آمريكا توسط ايران راحت باشد و در همين رابطه محمد جواد ظريف موافقت مقامات سياسي ايران را با درخواست آمريكا اعلام كرد.
در اين كتاب همچنين به قدرت نفوذ ايران در بين جامعه شيعي عراق كه اكثريت جمعيت عراق نيز هستند اشاره شده و نوشته شده است، در سال ۲۰۰۳ آمريكا علاقمند بود از طريق نفوذ ايران در عراق، موافقت جامعه شيعي عراق را براي سقوط صدام جلب كند. چرا كه آمريكا به خوبي مي دانست رهبران شيعي عراق از سوي ايران حمايت مي شدند و همچنين قدرت نفوذ بالايي در ميان جامعه شيعي عراق داشتند.
در اين كتاب اعتراف شده است كه البته در همان مذاكرات، جدا از اشتراكاتي كه ميان دو كشور وجود داشت، اختلافات شديدي نيز پيش مي آمد. براي مثال، آمريكا به شدت به دنبال ايجاد يك حكومت موافق با سياست ها آمريكا در عراق بود و ايران از روي كار آمدن يك دولت شيعي در عراق حمايت مي كرد. از سوي ديگر موضوع تروريسم و اتهاماتي كه از سوي مقامات سياسي آمريكا در مورد حمايت ايران از تروريسم مطرح مي شد، عاملي براي تشديد اختلافات بود.
اين مقام سياسي پيشين آمريكا كه متولد افغانستان و از قوم پشتون است در توضيحات بيشتري كه در كتاب خود، معتقد است اگر آمريكا سياست هاي تعاملي خود را كه با بهانه حمله به عراق با ايران آغاز شده بود ادامه مي داد و با وارد كردن اتهامات متعدد به ايران اين فضا را خراب نمي كرد ما مي توانستيم بسياري از طرح و برنامه هاي سياست خارجي ايران را با سياست هاي اجباري خود تحت نظارت در آوريم.
«نيويورك تايمز» در خبر مربوط به تعامل پيشين ايران و آمريكا اضافه كرد، زمان انتشار اين كتاب قابل توجه است. چرا كه در حالي اين كتاب منتشر مي شود كه سياست هاي دولت باراك اوباما رياست جمهور جديد آمريكا نيز در عرصه ديگر و اين بار برنامه هسته اي ايران پرده ديگري از مذاكرات با ايران را باز كرده است و البته منتقدان زيادي به ويژه در جناح رقيب يعني جمهوري خواهان پيدا كرده است.
اين روزنامه در مورد مشخصات نويسنده كتاب نيز نوشت: خليل زاد متولد افغانستان و بزرگ شده آمريكا و داراي مدرك دكتري از دانشگاه شيكاگو است.
اين مقام سياسي آمريكايي در سال ۲۰۰۳ به نمايندگي از كاخ سفيد مذاكراتي را در مورد ايجاد تعامل با ايران از طريق محمد جواد ظريف آغاز كرد. او در ديدارهاي خود با وزير فعلي امور خارجي ايران گفت: آمريكا بر آن است تا در عراق دولت دموكراتيك برقرار كند ولي همواره ظريف در اين ديدارها از نگراني هاي جمهوري اسلامي ايران در رابطه با دوران پس از سرنگوني صدام صحبت مي كرد.
در اين خبر اضافه شده است كه جمهوري اسلامي ايران در همان زمان نگران اوضاع فعلي عراق بود و اعلام مي كرد نيروهاي حزب بعث عراق و وابستگان به حكومت هاي غربي قادر به ايجاد دولت دموكراتيك در عراق نخواهند بود و محمد جواد ظريف تأكيد مي كرد كه پس از سقوط صدام بايد فضاي سياسي عراق به صورت كامل از نيروهاي رژيم بعث عراق پاك سازي شود.
در توضيحات بيشتر در مورد جزئيات مذاكرات ايران و آمريكا در سال ۲۰۰۳ در كتاب مذكور آمده است، زمانی که موضوع تروریسم بر روی میز در یک جلسه در ماه مه ۲۰۰۳ قرار گرفت، ظریف از ایالات متحده آمریکا خواست تا رهبران مجاهدین خلق كه گروه مخالف ایرانی شناخته مي شود و در پناه صدام بودند را به عنوان گروه تروريستي بشناسد و از حمايت آنها دست بردارد.
خلیل زاد اضافه كرد در برابر اين خواسته آمريكا متقابلاً ايران را متهم كرد كه مقامات القاعده، از جمله پسر اسامه بن لادن را پناه خود قرار داده اند و از تحويل آنها ممانعت مي كند.
اين مقام سياسي دولت سابق آمريكا اضافه كرده است: پس از سقوط صدام حسين ارتباطات ميان ايران و آمريكا ادامه داشت اما حمايت هاي ايران از شيعيان عراق در حالي كه واشنگتن گمان مي كرد آنها تروريست هستند باعث ايجاد اختلافات شديد ميان اين دوكشور شد و موضوع تا قطع ارتباطات ديپلماتيك ادامه يافت.
در همين رابطه «نيويورك تايمز» به نقل از رایان سی کروکر، دیپلمات کهنه کار آمريكايي كه در مذاكرات خليل زاد با محمد جوا ظريف حضور داشته است، نوشت: مذاكرات سازنده مقامات سياسي ايران و آمريكا در سال ۲۰۰۱ در رابطه با افغانستان و مذاكرات مشابه آنها در سال ۲۰۰۳ در مورد عراق مي توانست در ابعاد گسترده تري ادامه يابد اما طرح موضوع محور شرارت از سوي جورج بوش و قرار دادن ايران در اين محور از سوي آمريكا باعث تشديد اختلافات و قطع روابط ديپلماتيك شد.
در اين كتاب از قول فيليپ دي زلیکو مشاور وزارت امور خارجه وقت آمريكا آمده است، مذاكرات ميان ايران و آمريكا كه در رابطه با افغانستان و عراق آغاز شده بود، تازماني كه ايالات متحده آمريكا خود را براي سركوب جدي شيعيان عراق كه از سوي ايران حمايت مي شدند، آماده كرد، ادامه داشت. اين اتفاق كه در سال ۲۰۰۷ رخ داد، باعث شد جرج بوش دستور بدهد كه نيروهاي نظامي آمريكا در عراق افزايش يابند و اينگونه رفتارها باعث تشديد اختلافات شد.
در همين رابطه از قول خليل زاد آمده است، پس از آغاز دور مفيدي از مذاكرات و تعاملات با ايران از سوي آمريكا موضوع تروريسم و اختلافات شديد ميان ايران و آمريكا و همچنين طرح موضوع محور شرارت از سوي جورج بوش رئيس جمهور آمريكا سبب شد تا رهبر جمهوري اسلامي ايران اعلام كند كه آمريكايي ها قابل اعتماد نيستند و تشديد اختلافات باعث قطع روابط ميان اين دو كشور شد.











