مرزها با توجه به طبیعی و غیرطیعی بودن و تطبیقی یا تحمیلی بودن و یا اینکه پیش از سکونت مردم در منطقه مرزی ایجاد شده باشند یا بعد از آن و … دارای معایب و محاسنی هستند که به صورت مختصــر در زیر به این موارد اشــــاره می شود:
از نظر جغرافیای انسانی می توان مرزهای قبل از سکونت را بهترین خط مرزی محسوب کرد. چون به تدریج که مردم در اطراف مرز ساکن شده اند. وضع خود را با مرز تطبیق داده اند و از این نظر با هیچ مشکلی مواجه نخواهند شد، برای نمونه می توان به مرز میان کانادا و ایالات متحده اشاره کرد.
مرزهای تطبیقی از لحاظ نقش و کارکرد از مرزهای خوب به شمار می روند و حداقل کشمکش و اختلافات سیاسی را در پی داشته اند، مثل مرز میان پاکستان و هند. مرز های تحمیلی نیز به خاطر اینکه باعث می شوند مردمی که از یک نژاد یا زبان بوده و یا فرهنگ مشترک دارند از یکدیگر جدا شوند مرزهای بدی هستند و عموما محل مناقشات و اختلافات میان دو دولت همسایه می شوند، مثل خط مرزی میان ایرلندشمالی و جنوبی(همان منبع:۶۶ – ۶۵).
مرزهای طبیعی که در کوهستان ها، رودخانه ها، جنگل ها، باتلاق ها و یا صحراها ایجاد می شوند، نیز دارای محاسن و معایبی هستند. مرزهایی که در کوهستان ها ایجاد می شوند، معمولا بهترین و بادوام ترین نوع خط مرزی به شمار می روند، چون کوه ها نه تنها از نظر نظامی و دفاعی اهمیت دارند بلکه غالبا تعیین آنها بر روی نقشه در موقع تعیین مسیر، کار ساده ای است که بدون اشکال انجام می گیرد. ولی در عمل تعیین یکخط الراس مشخص در یک سلسله کوه همیشه کار ساده ای نیست، چون در بیشتر نواحی کوهستانی دنباله خط الراس طولانی نبوده و توسط دره های عمیق عمودی قطع می شود و انطباق خط الراس و خط تقسیم آب با یکدیگر نیز به ندرت در کوهستانها اتفاق می افتد، علامت گذاری خط مرزی در نواحی کوهستانی را با مشکل مواجه می کند. اشکال دیگر اغلب نواحی کوهستانی این است که چون این نواحی همیشه خالی از سکنه نیستند و وجود دره های متعدد باعث تشکیل مراکز بزرگ جمعیتی می شوند که از نظر اقتصادی واحدهای متعددی پدید می آورند، بنابراین عبور خط مرز از مرکز این واحدهای فرهنگی و اقتصادی باعث جدایی افراد به عنوان خط مرزی، در بسیاری از نواحی سرچشمه گرفتاری های و کشمکش های سیاسی بعدی شده است، برای نمونه می توان به اختلافات مرزی سالهای اخیر میان دو دولت چین و هند در ناحیه تبت و کوه های هیمالیا اشاره کرد( میرحیدر؛۱۳۸۳: ۱۶۹ – ۱۶۸).
استفاده از رود و کانال برای تعیین خط مرزی در مقایسه با رشته کوه با توجه به مزیت های رودخانه ها یعنی وجود مسیر مشخص بر روی نقشه و پهنای کم درمقایسه با رشته کوه، در هنگام علامت گذاری بر روی زمین معمولا مشکلات کمتری ایجاد می کند. در خصوص رودخانه های قابل کشتیرانی بهترین مرز خطی است که در امتداد تالوگ رود ترسیم شده باشد. از مشکلاتی که ممکن است رودخانه به عنوان یک مرز سیاسی بین دو کشور ایجاد کند، بر هم زدن اقتصاد یک حوزه طبیعی را می توان نام برد. دیگر اینکه رودخانه ها عاملی طبیعی و قابل تغییر هستند و در موارد بسیاری مسیر خود راناگهان تغییر می دهند که در صورت استفاده از آنها به عنوان مرز، مشکلات زیادی به وجود خواهد آمد. بهترین مثال در این زمینه رود هیرمند در مرز ایران و افغانستان است.
عوارض طبیعی دیگر مانند جنگل، باتلاق و صحرا به علت وسعت زیاد و جمعیت کم در تعیین خطوط مرزی دارای اهمیت هستند، بخصوص که عبور از آنها دشوار است (میرحیدر؛۱۳۸۳: ۱۷۱ – ۱۷۰).
مرزهای هندسی نیز دارای این مزیت هستند که آنها را به آسانی می توان روی نقشه و زمین مشخص کرد ولی معمولا به این دلیل که بدون توجه به چشم انداز فرهنگی منطقه تعیین می شوند، اغلب باعث بروز کشمکش های سیاسی میان دو دولت ذینفع می گردند. ضمن اینکه تاسیس و نگهداری این نوع مرز مستلزم صرف هزینه های هنگفتی نیز هست (همان منبع: ۱۷۱).
مرزهایی که از نظر شکل هندسی محدب هستند همیشه وسوسه انگیزند. مرزهای محدب موجب می شوند که در ابتدا و شروع درگیری های نظامی، ابتکار عمل در دست کشور دارنده آن باشد و در مقابل کشوری که از چنین امتیازی برخوردار نیست، سعی می کند این ابتار عمل را در شروع بحران از طرف مقابل سلب کند(عزتی، ۱۳۸۱: ۹۰).
