مرزنیوز به نقل از تابناک,مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اردبیل گفت: جابر عناصری اردبیلی، پدر تعزیه ایران و پژوهشگر نامی فرهنگ عامه و تعزیه پس از تحمل بیماری درگذشت. (بیشتر…)
مرزنیوز به نقل از تابناک,سازمان هواشناسی از احتمال طغیان هیرمند و آبگرفتگی شمال سیستان و بلوچستان خبر داد. (بیشتر…)
مرزنیوز به نقل از ایرنا عزيزالله كناري در تشريح مصوبه اختصاص سهميه سوخت به روستانشينان ساحلي هرمزگان اظهار داشت: اجراي اين مجوز علاوه بر اينكه در ارتقاء سطح درآمد و افزايش جمعيت روستاهاي ساحلي و مرزي استان موثر است، سبب ايجاد آرامش در سواحل و معابر استان نيز مي شود. (بیشتر…)
مرزنیوز به نقل از تابناک پنج تن از شهروندان ترکیه به اتهام توهین به رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور این کشور روانه زندان شدند.
خبرگزاری «دوغان» ترکیه روز چهارشنبه (25 فروردین) گزارش داد، پنج تن از شهروندان استان «شانلی اورفا» به اتهام آسیب زدن به وجهه رئیس جمهور در شبکه های اجتماعی به زندان رفتند.
منبع: تابناک
لینک خبر: https://marznews.com/?p=97978&preview=true
مرزنیوز به نقل تابناک همين هفته گذشته بود كه معلمان اهل روستاي مرزي نوكجو در استان سيستانوبلوچستان براي نجات جان دانشآموزانشان فداكاري كردند. حميدرضا گنگوزهي جانش را از دست داد و همكارش عبدالرئوف شهنوازي زخمي شد. آنها نماد ايثارگري معلماني شدند كه در مناطق مرزي ايران با شرايط سخت و امكانات كم درس ميدهند و پيش ميآيد كه از زندگي خود هم مايه ميگذارند.
روايت زندگي غفور ريگي، سرباز معلمي در همان استان هم نمونه ديگري از كار سخت معلمان مرزنشين است. غفور هر هفته كوههاي امتداد تفتان را با موتور نه چندان درست و حسابياش طي ميكند، از جاده خاكي و سنگلاخي ميان كوه ميگذرد، سه ساعت و نيم راه را طي ميكند تا به مدرسه عشايري توحيدآباد از توابع بخش مركزي شهرستان ميرجاوه برسد. طي كردن هفتگي اين راه آن هم با موتور براي هر كسي دشوار است اما غفور ٢٤ ساله و سرباز معلم اهل استان سيستان و بلوچستان با وجود بيماري سرطان آن را هر هفته طي ميكند، علاوه بر اين او بايد ماهي دوبار هم به شهر زاهدان بيايد تا به نوبت شيمي درمانياش در بيمارستان خاتمالانبيا برسد. غفور سرطان خون دارد.
چهرهاش رنگ بيماري دارد و خسته به نظر ميرسد اما لبخندي كه از لبش محو نميشود داد ميزند كه سرطان و هزينههاي فراوانش نتوانسته او را از پاي در بياورد. داستان بيمارياش را اين طور براي «اعتماد» روايت ميكند: «دوره آموزشي را درتهران ميگذراندم كه مدتي بيمار شدم. چند بار تصميم گرفتم مرخصي بگيرم اما با مرخصيام موافقت نشد. بعد از مدتي آنقدر بيحال و مريض شدم كه با خانوادهام تماس گرفتم و بالاخره به مرخصي آمدم، اما در زاهدان نتوانستند بيماري را تشخيص دهند. دوباره به تهران برگشتم و در بيمارستان بقيهالله تهران آزمايش و نمونهگيري كردند و تشخيصشان سرطان بود. دكتر گفت بايد ١٢ تا ١٨ جلسه شيمي درماني داشته باشي. سه جلسه را در تهران گذراندم. كمي پول پسانداز كرده بودم و با قرض گرفتن از آشنايان هزينه اين سه جلسه را پرداخت كردم.»
غفور دوران آموزشياش را با وجود بيماري پشت سر گذاشت و بعد از بازگشت به زادگاهش كارش را به عنوان سرباز معلم در روستايي كه با روستاي محل سكونتش، لاديز، فاصله داشت، آغاز كرد و درمانش را هم ادامه داد. شيميدرماني در بيمارستان خاتمالانبيا شهر زاهدان براي او هزينهاي ندارد اما مشكل اينجاست كه آمپولهايي كه غفور بايد تزريق كند بيشتر اوقات در بيمارستان موجود نيست و او بايد آنها را به صورت آزاد و با قيمتي حدود يك و نيم ميليون تومان خريداري كند.
اين معلم ٢٤ ساله كه فارغالتحصيل رشته كارشناسي علوم تربيتي از دانشگاه پيام نور شهر زاهدان است، اميدوار است روزي معلم شود. به همين خاطر با وجود بيماري سرطان براي گرفتن معافيت از خدمت سربازي اقدام نكرده است. ميگويد: «وقتي فهميدم سرطان دارم ناراحت شدم، هر كسي از شنيدن خبر اين بيماري ناراحت ميشود. اما با خودم گفتم در خانه نشستن كه فايدهاي ندارد. بايد زندگيام را بسازم. من براي جور شدن خدمتم در آموزش و پرورش خيلي زحمت كشيده بودم. تدريس را دوست داشتم و نميخواستم براي بيماري از دستش بدهم.»
حقوق ماهانه اين سرباز معلم ٣٨٠ هزار تومان است كه همين مبلغ هم، هر چند ماه يك بار واريز ميشود. با وجود بيماري سرطان محل سكونت غفور به روستاي محل سكونتش منتقل نشده است و هر هفته حدود بيست هزار تومان و گاهي بيشتر براي رفتوآمد به لاديز و زاهدان هزينه ميكند. غفور فرزند بزرگ يك خانواده كشاورز است كه كمآبي كشت و كارشان را از رونق انداخته است. او از سنين پايين دور از خانه و به تنهايي زندگي ميكرده است و از همان دوران با اميد معلم شدن كار كرده و درس خوانده. آرزويي كه حتي سرطان هم نتوانسته از تلاشش براي رسيدن به آن بكاهد. دوران دبيرستان را در مدرسه شبانهروزي ميرجاوه و دوران دانشگاه را در شهر زاهدان طي كرده است. در تمام سالهاي تحصيل براي تامين هزينه دانشگاه و مخارج مدرسه و گاهي كمك به خانواده، تابستانها را براي كارگري ساختمان در استان يزد ميگذراند و با پولي كه دراين سه ماه به دست ميآورد، هزينه تحصيل و زندگياش را تامين ميكرد. پزشكان گفتهاند با پايان دوره شيمي درماني، غفور بهبود پيداميكند. اما بعد از بهبودي او ميماند و چندين ميليون بدهي كه خرج داروهاي شيمي درماني شده است.
درباره تامين هزينه درمانش ميگويد: «وقتي به زاهدان آمدم دستم خالي بود، داروها هم بيشتر اوقات در بيمارستان پيدا نميشد. در بيمارستان با مرد خيري آشنا شدم و وقتي شرايط بيماريام را فهميد، ١٣ ميليون تومان به من قرض داد و گفت وقتي سر كار رفتم فقط نصف اين پول را به او پس بدهم.»
غفور سي دانشآموز در دو پايه تحصيلي دارد. به خاطر مسافت دور روستاي محل كارش با روستاي محل زندگي تمام هفته را در مدرسه ميماند و مثل سرباز معلمهاي ديگر مدرسه نميتواند به خانه برگردد. شبها را در دفتر كوچك مدرسه كه تنها وسايل آسايشش، يك بالش و پتو، يك بخاري و يك اجاق خوراكپزي است سر ميكند. همدم شبهايش هم دانشآموزاني هستند كه براي برطرف كردن اشكالات درسي و صحبت كردن با معلم به دفتر مدرسه ميآيند. ميگويد: «سرگرمي من گپ زدن با بچههاست. بچهها تاثير خوبي روي من ميگذارند. درس دادن را دوست دارم. اگر تدريس نميكردم، بيماري مرا از پا درميآورد. اما الان نگران بيماريام نيستم. چون روزهايم را با كار مورد علاقهام سپري ميكنم.»
غفور سرشار از اميد براي زندگي است، اما اميد چنداني به استخدام شدن در آموزش و پرورش ندارد: «فكر نميكنم شانسي براي استخدام شدن در آموزش و پرورش داشته باشم.» ميخندد و ميگويد: «اگر بتوانم به صورت خريد خدمتي هم در آموزش و پرورش كار كنم، راضي هستم. به هر حال بايد كار كنم تا بدهي هايم را پرداخت كنم.» معلمان خريد خدمت حقوق و مزاياي كمتري نسبت به ساير معلمان دارند و حقوقشان هيچوقت به موقع پرداخت نميشود و تنها چند ماه از سال برايشان بيمه در نظر گرفته ميشود. اما غفور به همين هم راضي است.
داستان سرباز معلم شدن او هم دردسرهاي خودش را داشته و نهايتا با سفارش يكي از اساتيد دانشگاهش توانسته است خدمت سربازياش را در آموزش و پرورش بگذراند. غفور در پاسخ به اين سوال كه اگر كارت در آموزش و پرورش درست نشد چه ميكني، باز ميخندد و ميگويد: «دست خداست.»
تنها چند جلسه ديگر از شيمي درماني اين سرباز مانده است. سرطان با تمام سختيهايش هنوز نتوانسته اميد وشور زندگي را از غفور جدا كند. او اميدوار است بعد از پايان سربازياش، باز هم راه كوهستاني لاديز تا توحيدآباد را به شوق درس دادن به بچههاي مدرسه طي كند.
لینک خبر: https://marznews.com/?p=97960
مرزنیوز به نقل از تابناک استفاده از هتلی در کویت برای ساخت یک فیلم غیراخلاقی، جنجالبرانگیز شد.
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: انتشار خبر ضبط و فیلمبرداری یک فیلم غیراخلاقی توسط تعدادی بازیگر اروپایی در یکی از هتلهای کویت، مردم این کشور مسلمان را بهتزده و به شدت خشمگین کرد.
نیروهای امنیتی کویت، دو بازیگر زن این فیلم غیراخلاقی را پس از پایان فیلمبرداری در هتل، بازداشت کردند.
این دو بازیگر پس از فیلمبرداری در یکی از هتلهای منطقه «بنیدالفار» کویت بازداشت شدهاند.
مرزنیوز به نقل از ایرنا قادر هنرمند روز دوشنبه در نشستی با فرماندار بیله سوار برگزاری هر چه بهتر این جشنواره را نیازمند همكاری و مشاركت همه جانبه مسوولان دستگاه های مرتبط و متولی در این زمینه دانست و گفت: انتظار میرود در این زمینه شاهد تعامل مناسب و خوب مسوولان بوده و بتوانیم به نحو احسن از این رویداد ملی میزبانی كنیم. (بیشتر…)
مرزنیوز به نقل از تابناک خاطره تاریخی مردم ایران با طرح های غیر عملیاتی و ناشدنی آشنایی نزدیکی دارد؛ طرح هایی که بیش از آنکه اجرایی شدن آنها دغدغه مسئولین باشد، عواید ناشی از طرح آنها مورد توجه قرار می گیرد. پروژه اتصال دریای خزر به خلیج فارس را یکی از این طرح ها می توان دانست که از دهه 30 شمسی مورد توجه قرار گرفته است؛ پروژه ای که به وسیله آن تلاش می شود، مقصر ناکامی در توسعه عادلانه و یکسان پهنه های جغرافیایی کشور، جغرافیای خشن فلات مرکزی و نه ناکارآمدی مدیران اجرایی معرفی شود.
یکی از طرح ها و پروژه های کلان ملی که مطالعه روی آن از دیرباز مطرح بوده و هم اینک نیز مطالعه بر روی آن در دستور کار مسئولان دولت قرار دارد، پروژه اتصال دریای خزر به خلیج فارس در قالب رودی با نام «ایران رود» است؛ طرحی که در نگاه اول بسیار جذاب و خارق العاده به نظر می رسد، ولی بررسی جزئیات این طرح، چیزی جز رؤیایی دست نیافتنی، زیانبار و با اهداف پشت پرده دیگر را نشان نمی دهد.
در همین رابطه، به تازگی روزنامه ایتالیایی «ایل جورناله» با تیتر «ایران غرب را به چالش می کشد» به موضوع اتصال دریای خزر به خلیج فارس پرداخت. در این یادداشت آمده است، مهدی سنایی سفیر ایران در روسیه در جریان دیدار خود با گروهی از دانشجویان در «سن پترزبورگ» و همچنین در گفت و گویی با خبرگزاری «ایتارتاس» از طرح احداث کانال اتصالی شمال و جنوب ایران یاد کرد و در دستور کار بودن آن را تأیید کرد. سفیر ایران در روسیه در سخنان خود که بازتاب فراوانی نیز در رسانه ها داشت، گفت: «مسکو و تهران در حال مذاکره و رایزنی برای ایجاد کانالی میان دریای خزر و خلیج فارس هستند».
این طرح پیشتر نیز توسط برخی مایندگان مجلس در قالب نامه ای به دولت پیشنهاد شده بود. علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بر لزوم پیگیری جدی و برنامه ریزی شده اتصال دریای خزر به خلیج فارس تأکید کرده و اجرایی شدن این طرح را تحول زیست محیطی عظیم در مناطق کویری کشور دانسته بود.
در این رابطه حمید چیت چیان، وزیر نیروی دولت فعلی نیز بر استفاده از منابع آبی غیرمتعارف نظیر آب دریاها تأکید دارد و گفته است: «انتقال آب از دریای خزر در شمال کشور نیازمند این است که بررسی بیشتری در خصوص مطالعات این پروژه داشته باشیم».
فارغ از تلاش های دولت فعلی برای عملیاتی کردن این طرح باید گفت، از دولت هاشمی رفسنجانی گرفته تا محمود احمدی نژاد، تلاش هایی برای عملیاتی شدن این طرح انجام شد، ولی هیچ یک به سرانجام مشخص نرسید.
از جمله دلایل عملیاتی نشدن این طرح تاکنون را می توان وجود موافقان و مخالفانی دانست که هر یک با ارائه نظریات کارشناسی خود بر روند اجرای این طرح اثر گذار هستند. برای مثال، موافقان با اشاره به اشتغال زا بودن این طرح از مرحله اجرا تا سرانجام آثاری نظیر برطرف کردن مشکلات خشکسالی، ایجاد دسترسی میان شمال و جنوب، امکان کشتیرانی، تغییر اکوسیستم مناطق کویری ایران و ایجاد بنادر و پرورش میگو و ماهی در فلات مرکزی ایران را از آثار و برکات این طرح کلان ملی می دانند.
مخالفان نیز با تأکید بر اینکه بر اساس ویژگی های جغرافیایی این طرح عملاً قابلیت اجرا ندارد، آن را رد می کنند؛ برای مثال، پرویز کردوانی مدرس دانشگاه و صاحب نظر در حوزه مسائل آب و خاک معتقد است: «چون بین دو دریای خزر و خلیج فارس، اختلاف ارتفاع زیاد وجود دارد و کشتی ها باید یک هزار و ۷۰متر از کوه البرز بالا بروند تا مسیر خود به سمت خلیج فارس را طی کنند، لذا این طرح امکان اجرا ندارد.» این استاد دانشگاه همچنین در برخی کتاب های خود نظیر کتاب «مناطق خشک» با برشمردن بیش از 50 جذابیت برای مناطق خشک ایران تلاش کرده تا توجه مسئولین را به آنها برای توسعه این مناطق جلب کند.
بهادر زارعی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران در این رابطه گفت: «با توجه به وضعیت اقتصادی کشور، انجام چنین پروژه عظیمی در شرایط کنونی غیر ممکن است و در حد حرف و شعار باقی خواهد ماند. چرا که بعد فنی این پروژه عظیم است و هیچ گاه مطالعه نشده است. دریای خزر 27 متر زیر سطح آب های آزاد است و پیامدهای زیست محیطی اجرایی کردن چنین پروژه ای با شرایط دشوار جغرافیایی افق روشنی ندارد.»
اسماعیل کهرم، کارشناس ایرانی مسائل محیط زیست نیز در این رابطه بر این باور است: «شوری آب دریاچه خزر 13 میلی گرم در هر لیتر است که نه تنها قابل استفاده در این زمینه ها نیست، بلکه صرفه اقتصادی هم ندارد. از طرفی خاک مناطق مرکزی قابل کشت نیست، کلا شن و خاک رس است. برای کدام مصارف کشاورزی و صنعتی قرار است این پروژه چند میلیاردی عظیم انجام شود؟»
توضیح بیشتر آنکه هرچند در آذرماه سال 1384 مرکز پژوهش های مجلس سرانجام در نتیجه گیری گزارشی در این رابطه مدعی شد، احداث یک آبراه کشتیرانی مرکزی در ایران از لحاظ فنی امکان پذیر و از لحاظ اقتصادی قابل تعمق و مورد اجماع کارشناسان داخلی و خارجی است، مدیر عامل شرکت مدیریت منابع آب ایران در آن زمان اعلام کرد: «موارد مطرح دارای مطالعات لازم نیستند و در حد یک پیشنهاد مطرح است.»
حال جدا از اعلام نظرهای گوناگونی که موافقان (عمدتاً مسئولان اجرایی) و مخالفان (عمدتاً اساتید و کارشناسان» در رابطه با این طرح دارند، چرایی مطرح شدن طرح اتصال دریای خزر به خلیج فارس در دولت های مختلف و در بازه های زمانی گوناگون قابل تعمق و مسأله برانگیز است.
مسأله اول آن است که آنانی که مدعی هستند در حال حاضر ما توان اجرای چنین پروژه عظیم و کلانی را داریم و لذا هرچه سریع تر باید برای دستیابی به پیامدهای مثبت آن وارد مرحله اجرا شویم، باید به این سؤال پاسخ دهند که تاکنون ما در زمینه توسعه سیستم حمل و نقل زمینی (ریلی و جاده ای) و هوایی که در دسترس و عملیاتی هستند چه مقدار کوشیده ایم؟ اصولاً کیفیت و کمیت جاده ها و سیستم ریلی کشور ما در جهان دارای چه سطحی است و آیا ما فرضاً برای توسعه ارتباطات اقتصادی و صنعتی میان شمال و جنوب و ایفا کردن نقش کریدوری میان کشورهای شمال ( روسیه و قفقاز و آسیای مرکزی) برای دستیابی به خلیج فارس همه راه های ساده تر یعنی توسعه صنعت ارتباطی جاده ای، ریلی و هوایی را رفته ایم و به بن بست رسیده ایم که حال در تلاش هستیم یک پروژه عظیم و کلان هزینه بر را برای رسیدن به آن هدف اجرایی کنیم؟
مسأله دیگر آنکه آیا برای نقش ارتباطی فی ما بین کشورهای شمال (روسیه و قفقاز و آسیای مرکزی) برای دستیابی به خلیج فارس صرفاً مشکل ما موضوع سیستم ارتباطی است و مناسبات نظام بین الملل و تنش های سیاسی موجود در این رابطه مشکل آفرین نبوده است؟
مسأله دیگر آنکه آیا برای دستیابی به اشتغال پایدار، توسعه گردشگری و توسعه عادلانه نقاط مختلف جغرافیایی کشور الزاماً نیاز به میگو، ماهی، امکان کشتی رانی و رود پر آب است و آرامش و سکوت، آسمان صاف و پرستاره، هوای تمیز و پاک، عوارض طبیعی دیدنی، حیوانات نایاب و زیبا، گیاهان خارق العاده با خواص دارویی، منابع معدنی و… فلات مرکزی ایران امکان توسعه گردشگری در این مناطق را ایجاد نمی کند؟
مسأله دیگر اینکه در کشور ما و در حال حاضر طرح های انتقال آب فراوانی عمدتاً با هدف انتقال آب از حوضه های آبریز غرب کشور به فلات مرکزی انجام شده است. مرور مجدد بر این طرح ها و ناکارآمدی آنها در توسعه فلات مرکزی که با آسیب های جدی به اکوسیستم حوضه های آبریز غرب ایران همراه شد، شاید بتواند برای ایجاد یک نگاه عمیق به این طرح کلان ملی مسئولان ما را یاری کند.
با توجه به آنچه آمد ـ که دانستن آنها نیز زیاد کار سختی نیست ـ به نظر می رسد دو موضوع احتمالی مهم پشت پرده مطرح کردن چنین پروژه کلانی وجود دارد:
1- برخی افراد و کارشناسان تلاش می کنند با طرح این پروژه در دولت های مختلف کشور آنها را ترغیب کنند تا برای امکان سنجی و مطالعه این طرح پروژه های تحقیقاتی و مطالعاتی با هزینه های بالا تعریف کنند که با این احتمال می توان گفت: اگر این پروژه کلان ملی برای مردم ایران آب نداشته باشد، ولی برای مجریان طرح های تحقیقاتی وابسته به آن نان دارد. کما اینکه تا کنون نیز هزینه های گزاف فراوان صرف مطالعه این طرح در دولت های مختلف شده است، بدون آنکه سرانجام مشخصی داشته باشد.
2- احتمال دوم آنکه مسئولان اجرایی کشور همواره تلاش می کنند با طرح این پروژه و پروژه های مشابه کم کاری های خود در رابطه با توسعه عادلانه و یکسان پهنه های مختلف کشور را مخفی کنند و عامل این مهم را جبر محیطی و جغرافیایی خشن فلات مرکزی کشور و نه ناکارآمدی خود معرفی کنند.
لینک خبر: https://marznews.com/?p=97885
مرزنیوز به نقل از ایرنا همچنین مركز لرزه نگاری بین المللی آمریكا (USGS) مركز این زمین لرزه را در منطقه ای به نام ‘اشكشم’ واقع در ولایت بدخشان در شمال شرق افغانستان و در عمق حدود 210 كیلومتری از سطح زمین اعلام كرد.
با وجود اینكه مركز لرزه نگاری پاكستان شدت زمین لرزه را 7.1 ریشتر اعلام كرده، بزرگی این زلزله در سایت مركز لرزه نگاری بین المللی آمریكا 6.6 درجه در مقیاس امواج درونی زمین(ریشتر) ثبت شده است.
شبكه های خبری پاكستان با قطع برنامه های عادی خود، به پخش اخبار فوری درباره این زمین لرزه پرداختند.
این زمین لرزه شهرهای اسلام آباد، لاهور، پیشاور، مولتان، هانگو، مانسهره، هری پور، چارسده، ابیت آباد، كشمیر، ایالت گلگیت بلتستان و بخش های زیادی دیگر از ایالت های پنجاب و خیبرپختونخوا را به لرزه در آورد.
از شهر پیشاور مركز ایالت خیبرپختونخوا گزارش می رسد كه زمین لرزه در این شهر شدیدتر از اسلام آباد بوده است.
گزارش های اولیه حاكی است كه خطوط تلفن همراه در مناطق شمالی پاكستان براثر وقوع زمین لرزه دچار اختلاف شده است.
همچنین شدت زمین لرزه به ویژه در مناطق شمال و شمال غربی پاكستان باعث شد تا مردم خانه هایشان را ترك كنند و به محیط باز پناه ببرند.
تاكنون گزارشی از خسارات یا تلفات احتمالی ناشی از زمین لرزه گزارش نشده است.
لینک خبر: https://marznews.com/?p=97881




















